عطا ملك جوينى
242
تاريخ جهانگشاى جوينى ( فارسى ) ( ط دنياى كتاب )
پدرش نصّ قايممقامى برو كرده بود چون بزرگ شد و اثر عقلى در وى پديد آمد بر طريقهء پدر انكار مىداشته است و رسوم الحاد و اباحت را استقذارى « 1 » مىنموده ، پدرش آثار آن ازو تفرّس كرده است و بدان سبب ميان ايشان عنادگونهء متولّد شده و هردو از يكديگر خايف و محترز مىبودهاند و در روزهاى بار و مجامع عامّ « 2 » كه جلال الدّين حسن در بارگاه خواسته است شدن پدر ازو حذر مىكرده است و انديشه مىداشته و در زير لباس زره مىپوشيده و ملحدانى را كه اهل اعتماد او بودند و « 3 » در قول دعوت غوايت « 4 » غالى « 5 » جهت حفظ او از « 6 » قصدى كه پسر نپيوندد « 7 » حاضر مىداشته ، و جلال الدّين حسن از حسن اعتقاد يا از راه عناد كه با پدر داشته و اللّه اعلم بما فى الضّمائر و الحكم من الخلق على الظّاهر و اللّه يتولّى السّرائر فله او عليه ما يستحقّه بر سبيل مكايده با پدر در نهان بخليفهء بغداد و بسلاطين و ملوك ديگر بلاد كسان فرستاده است و چنان فرانموده كه او بر خلاف پدر بعقيدت مسلمانست و چون نوبت از پدر به دو رسد رفع الحاد و تمهيد قاعدهء اسلام خواهد كردن ، و بدين نوع توطئه و تأسيسى بتقديم رسانيد ، اين محمّد نامحمود و مقتداى مطرود دهم ربيع الأوّل سنهء سبع « 8 » و ستّمائة بمرد و بعضى گويند زهرش دادند ،
--> ( 1 ) تنقيط از روى جامع a 112 ( استقذار ) ، آ : استعدارى ؟ ؟ ؟ ، د ز ى س بىنقطه يا با تنقيط ناقص ، م : استبعادى ، ( 2 ) « عام » فقط در ح ، ( 3 ) آ ز اين واو را ندارند ، ( 4 ) آ س : عرايب ؟ ؟ ؟ ، ز : عرايب ؟ ؟ ؟ ، ( 5 ) تنقيط قياسى ، رجوع بص 240 س 7 ، آ ب د ز ح س : عالى ، باقى نسخ اين كلمه را ندارند ، ( 6 ) كذا فى ح ، آ و اغلب نسخ ديگر : حفظ او را ( بدون « از » ) ، س : حفظ او و ، ( 7 ) كذا فى ز ى ك م س ، آ : نپيوندند ؟ ؟ ؟ ، ج ل : به پيوندد ، ح : پيوندد ، ( 8 ) ك : ستّ ،