عطا ملك جوينى

226

تاريخ جهانگشاى جوينى ( فارسى ) ( ط دنياى كتاب )

و در رمضان سنهء تسع و خمسين و خمسمائة بگفت تا در ميدانى كه بپاى الموت است منبرى بساختند چنانك روى به سمت قبله داشت بر خلاف آنچ قاعدهء اهل اسلام است و چون هفدهم رمضان رسيد اهالى ولايات خود را كه در آن روزها بالموت استحضار كرده بود « 1 » فرمود تا در آن ميدان مجتمع شدند ، چهار « 2 » علم بزرگ از چهار لون سپيد و سرخ و سبز و زرد « 3 » كه آن كار را مرتّب كرده بودند بر چهار ركن منبر نصب كردند و او بر منبر رفت و با آن سرگشتگان روز برگشتگان كه باغوا و اضلال او متوجّه جهت شقاوت و خسارت مىشدند چنان نمود كه از نزديك مقتدى مذموم اعنى امام موهوم كه مفقود غير موجود بود در خفيه نزديك او كس f . 165 b رسيده است و بعبارت ايشان « 4 » خطبه و سجلّى « 5 » آورده در تمهيد قاعدهء معتقد فاسد ايشان ، و بر سر منبر منحرف بر قضيّت مذهب باطل معتسف « 6 » خود فصلى بگفت درين معنى كه امام ايشان در رحمت و ابواب رأفت خود بر اسلاميان « 7 » و بريشان نيز گشوده و ايشان را ترحّم فرستاده و بندگان خاصّ گزيدهء خويش خوانده و آصار « 8 » و اوزار و رسوم

--> ( 1 ) كذا فى ح ، اكثر نسخ : كرده بودند ، ( 2 ) ح س : و چهار ، ( 3 ) كذا فى اكثر النّسخ گرچه در ترتيب ذكرى الوان ما بين نسخ اختلاف است ، آ : سپيد و سياه و سرخ و زرد ، ك : سپيد و سياه و سرخ و سبز ، ( 4 ) يعنى باصطلاح ايشان و بطبق تعبيرات ايشان ، ( 5 ) كذا فى ج ح م ، باقى نسخ همه محرّف و مغلوط : سحيلى ، تجلّى ، بتيكجى ( ! ) ، - اصطلاح « خطبه و سجلّ » بعد ازين نيز مكرّرا در همين فصل ذكر خواهد شد ، ( 6 ) ج ط ل م : متعسّف ، ( 7 ) ب د ح ط : اسلافشان ( ح : اسلافشان ؟ ؟ ؟ ) ، ( 8 ) كذا فى آ ب د ز ، ج ل : اصرار ، م : اضرار ، ك : آثار ، - « و الأصر العهد الثّقيل و فى التّنزيل و يضع عنهم اصرهم و الأصر الذّنب و الثّقل و جمعه آصار » ( لسان ) ،