عطا ملك جوينى

224

تاريخ جهانگشاى جوينى ( فارسى ) ( ط دنياى كتاب )

مىكرد « 1 » و چون از پدرش مثل آن مقالات نشنيده بودند در گمان مىافتادند كه امامى كه حسن صبّاح وعده داده است اينست ، ارادت آن طايفه به دو زيادت مىشد و در متابعت او مسارعت مىجستند ، پدرش محمّد چون اين حال بشنيد و « 2 » بر ظنون مردم واقف شد و او « 3 » در التزام قاعدهء پدر و حسن « 4 » در كار دعوت به امام و اظهار شعار اسلام متشدّد « 5 » بود و آن شيوه را متقلّد آن كار مستبعد « 6 » دانست و بر پسر انكار بليغ كرد و مردم را جمع آورد و گفت اين حسن پسر منست و من امام نيستم بل از دعاة امام يكى داعىام و هركس كه اين سخن مسموع و مصدّق دارد كافر باشد و بى دين ، و برين موجب قومى را كه امامت پسرش را تصديق كرده بودند بانواع مطالبات و عقوبات مثله « 7 » مىگردانيد و بيك نوبت دويست و پنجاه نفس را بر الموت بكشت و بر پشت « 8 » دويست و پنجاه شخص ديگر كه هم بدين اسم « 9 » موسوم بودند بست « 10 » و از قلعه بيرون كرد . ازين سبب منزجر و ممنوع گشتند ، و حسن نيز از تبعهء « 11 » اين خايف گشت و از پدر هراسان شد و در تبرّا از آن حوالت و تباعد « 12 » از آن مقالت فصول

--> ( 1 ) كذا فى آ د ح م ، ساير نسخ : مىكردند ، مىنمودند ، ( 2 ) آ ج ى ل واو را ندارند ، ( 3 ) « او » فقط در ح ، ( 4 ) يعنى حسن صبّاح ، ( 5 ) كذا فى خمس نسخ ، بقيّه : متسدد ، مشدد ، مشيد ، مستبدّ ، - يعنى محمّد بن بزرگ اميد در اتّباع طريقهء پدر خود بزرگ اميد و حسن صبّاح و عمل يسيرهء ايشان در دعوت به امام و تقيّد بمتابعت شريعت اسلام متشدّد و متصلّب بود ، ( 6 ) كذا فى ب م ، اكثر نسخ : مستعد ، ( 7 ) آ ز ى م : و مثله ، ( 8 ) كذا فى س ، آ ب : در پشت ، اكثر نسخ : در نشيب ، ( 9 ) كذا فى د ط ، جامع a 105 : تهمت ، باقى نسخ ندارند ، ( 10 ) كذا فى آ ، م : بشب ، ب ز س : نهاد ، بقيّه ندارند ، ( 11 ) آ ب ز ح بدون نقطه ، ( 12 ) كذا فى ب د ز ط ، ساير نسخ : عذر ، اعذار ، ماعذر ،