عطا ملك جوينى

218

تاريخ جهانگشاى جوينى ( فارسى ) ( ط دنياى كتاب )

لشكر « 1 » انبوه « 2 » ، چون نزديك همدان رسيد سلطان مسعود از آن‌جانب با لشكرى پيش آمد ، از لشكر بغداد جماعتى غدر كردند و بلشكر « 3 » سلطان « 4 » منضمّ شدند بدان سبب ضعف بلشكر خليفه راه يافت و لشكر سلطان ضعف « 5 » آن شدند كه بودند ، مصاف شكسته شد و المسترشد باللّه در دست سلطان آمد و وزير و تمامت اركان دولت او را بگرفتند ، سلطان مسعود فرمود تا لشكر او هيچ آفريده را المى نرسانند و بمال و غارت قناعت نمايند ، و از جانبين درين مخاصمت پنج نفس زيادت تلف نشد ، و سلطان مسعود هرچند اركان او را در قلعه محبوس گردانيد التزام حرمت امير المؤمنين كرد و مصاحب « 6 » او « 7 » تا بمراغه برفت و بانهاى اين حال كس « 8 » نزد عمّش سلطان سنجر « 8 » فرستاد ، اتّفاق را در آن روزها زلازل و صواعق متواتر و مترادف گشت و بادهاى عواصف جهان را در آشوب گرفت و تمامت خلايق آن را بر وقوع اين حال حمل مىكردند ، سلطان سنجر رسولان فرستاد و بسلطان مسعود مكتوبى نوشت مضمون آنك فرزند غياث الدّين مسعود چون برين منشور مطّلع شود در حال به خدمت امير المؤمنين رود و بعد از « 9 » بوسيدن خاك بارگاه

--> ( 1 ) ح م : لشكرى ، ( 2 ) س افزوده : قصد او كرد ، ى ك افزوده‌اند : بيامد ، ( 3 ) ج ل س : بالشكر ، آ : لشكر ، ( 4 ) ج ل افزوده‌اند : مسعود ، ( 5 ) بعضى نسخ : مضاعف ، ( 6 ) ب د ك : بمصاحبت ، ح : مصاحبهء ، ( 7 ) « او » فقط در ب ح س ، د ط بجاى آن : امير المؤمنين ، باقى نسخ ندارند ، ( 8 - 8 ) اين كلمات فقط در ب است بخطّ جديد ، ح قبل از « كس » افزوده : سلطان سنجر ، باقى نسخ ندارند ، ( 9 ) آ ب ز م س : و بعد ازين ،