عطا ملك جوينى
203
تاريخ جهانگشاى جوينى ( فارسى ) ( ط دنياى كتاب )
دره « 1 » كه متّصل سيستانست از مضاف « 2 » مؤمناباد « 3 » محصور كرد و بجنگ ايشان مشغول شد ، پيش از استخلاص خبر وفات ملكشاه به او رسيد از آنجا برخاست و لشكر او متفرّق شدند ، آن جماعت نيز چون طاغيان الموت دست تطاول بهرطرف دراز كردند « 4 » و پاى تعدّى بكشيدند چنانك گفتهاند يا لك من قبّرة بمعمر * * خلا لك الجوّ فبيضى و اصفرى « 5 » در « 6 » ابتداى خروج او نظام الملك الحسن « 7 » بن علىّ بن اسحق الطّوسى رحمه اللّه وزير « 8 » ملكشاه بود چون به نظر ثاقب از شمايل احوال حسن
--> ( 1 ) كذا فى اكثر النّسخ ، ح ل : ذره ، ز : دز ، - دره قريه ايست واقع تقريبا در پانزده فرسخى جنوب طبس مسينان و بيست فرسخى جنوب شرقى بيرجند بر سر راهى كه از بيرجند بسيستان ميرود و قلعه كهنهء هنوز در تپههاى اطراف آن باقى است ، رجوع كنيد بنزهة القلوب 146 ، و جامع التّواريخ a 72 ، و تاريخ سيستان 319 ، و « اراضى خلافت شرقيّه » از لسترنج 363 ، و نقشههاى جديد اروپائى باملاى , Dera و Duruh ، اين اخير املاى انگليسى اين كلمه است چه در انگليسى گاه فتحه را با u نويسند ، و در نقشهء ايران از ميرزا عبد الرّزاق خان مهندس اين كلمه ( قطعا بنقل از نقشههاى انگليسى ) « دوروه » با دو واو چاپ شده و آن سهو است ، ( 2 ) كذا فى اكثر النّسخ ، ى : مضافات ، - معلوم مىشود سابق مصطلح « از مضاف فلان موضع » بوده است بجاى « از مضافات » حاليّه ، ( 3 ) در نسخ جديده : مؤمنآباد ، - مؤمنآباد ناحيهايست كوهستانى ما بين بيرجند و طبس مسينان در شرقى بيرجند و غربى طبس مسينان و هنوز نيز به همين اسم موسوم است ، رجوع بنزهة القلوب 146 ، و جامع التّواريخ a 72 ، و « اراضى خلافت شرقيّه » از لسترنج 362 ، و نقشههاى جديد ، ( 4 ) بعضى نسخ : مىكردند ، ( 5 ) رجوع بص 32 متن و حاشيهء 7 ، ( 6 ) باز از اينجا تا 14 سطر ديگر تقريبا به عين عبارت در تاريخ ابن اسفنديار نيز مسطور است ، ( 7 ) كذا فى ج ح م ، باقى نسخ : الحسين ، ( 8 ) نسخ جديده : كه وزير ،