عطا ملك جوينى

194

تاريخ جهانگشاى جوينى ( فارسى ) ( ط دنياى كتاب )

چون « 1 » از قزوين بديلمان رفتم « 2 » و از آنجا بولايت اشكور « 3 » و از آنجا باندجرود « 4 » رفت « 5 » كه متّصل الموت است و يكچندى « 6 » مقام داشت « 7 » و از غايت زهد بسيارى مردم صيد او شده بودند و دعوت او قبول كرده « 8 » تا شب چهارشنبه 66 ششم « 9 » رجب سنهء ثلاث و ثمانين و اربعمائة و از نوادر اتّفاقات حروف إله اموت « 10 » به حساب جمّل « 11 » تاريخ سال صعود اوست بر الموت « 12 » كه دزديده او را بر قلعه بردند ، يكچندى بر آنجا پوشيده بنشست و نام خويش بدهخدا موسوم كرد ، چون علوى بر آن حال وقوف يافت و اختيارى بدست نداشت او را اجازت دادند « 13 » و بهاى قلعه سهزار « 14 » دينار زر بنوشت بر حاكم گردكوه و دامغان رئيس « 15 »

--> ( 1 ) كذا فى جميع النّسخ ، براى اين « چون » جوابى در عبارات بعد مذكور نيست و ظاهرا اين « چون » شرطيّه و وقتيّه نيست بلكه بمعنى « خلاصه » و « الغرض » و « بارى » و نحو ذلك است ، رجوع بص 121 حاشيهء 9 ، ( 2 ) كذا فى جميع النّسخ بصيغهء متكلّم وحده ، ( 3 ) كذا فى آ د ، ز : اسكور ، ج : اشكو ، ح ندارد ، - رجوع كنيد بص 138 حاشيهء 2 ، ( 4 ) كذا فى جامع التّواريخ هردو نسخهء پاريس a 69 و براون 77 ، آ : باندحرود ، ز : باندحرود ، ح : باندحرود ؟ ؟ ؟ ، ج : تابدحوردر ؟ ؟ ؟ ، د : بدحورد ، رجوع بص 192 حاشيهء 1 ، ( 5 ) كذا فى آ ز ، ج : رفتم ، د ح ندارند ، ( 6 ) ز افزوده : آنجا ، ( 7 ) كذا فى آ ز ح ، ج : داشتم ، د : كردم ، ( 8 ) از اينجا تا ص 195 س 10 ( و همچنين فقرات متعدّدهء ديگر ازين فصل راجع بحسن صبّاح ) تقريبا به عين عبارت در نسخ معمولهء تاريخ ابن اسفنديار نيز مسطور است ، و ظاهرا اين فقرات از الحاقات نسّاخ متأخّرين است بر آنكتاب ، رجوع بحواشى آخر كتاب ، ( 9 ) كذا فى آ د ز و جامع a 69 ، ح : سيم ، ج ندارد ، ( 10 ) كذا فى ج ز ، آ ح : إله الموت ، د : إله موت ، ( 11 ) كذا فى ج ، آ د ز ح كلمهء « جمّل » را ندارند ، ( 12 ) جملهء « و از نوادر اتّفاقات » تا اينجا جملهء معترضه است بين اجزاء متلاحقهء كلام كه به طرز حاليّه بايستى ما بين قوسين باشد ، ( 13 ) كذا فى اكثر النّسخ بدون مفعولى براى « اجازت دادند » ، د : اجازت دادند كه برود ، ح : اجازت داشتند ، ( 14 ) كذا فى آ ، باقى نسخ : سه هزار ، ( 15 ) آ ج : بر رئيس ،