عطا ملك جوينى
186
تاريخ جهانگشاى جوينى ( فارسى ) ( ط دنياى كتاب )
و انساب او را محبوس كرد و « 1 » بعاقبت تمامت را شربت فنا چشانيد و بكلّى نسل ايسشان منقطع گردانيد و صلاح الدّين يوسف مستبدّ و مستقلّ گشت و او را آثار محمود « 2 » و مقامات مشهورست ، « 3 » ذكر حسن صبّاح و تجديد او و دعوت ملاحده كه آن را دعوة جديده خوانند لاجدّدها اللّه تعالى « 4 » چون حقّتعالى بواسطهء عزيمت و حركت پادشاهزادهء گيتى هولاكو قلاع و رباع آن « 5 » ملاعين قلع كرد و شرّ ايشان دفع وقت فتح الموت فرمان نفاذ يافت كه مؤلّف اين كتاب بر مستودعات خزانه و مستجمعات كتابخانه مطّلع گردد تا آنچ لايق خاصّ باشد مستخرج كند غرض آنست كه چون مطالعهء « 6 » كتابخانه كه از سالها باز جمع كرده بودند مىرفت از كثرت f . 160 a اباطيل فضول « 7 » و اضاليل اصول در مذهب و عقيدت ايشان كه « 8 » با مصاحف مجيد و انواع كتب نفيس ممتزج كرده بودند و نيك و بد را با يكديگر منتسج « 9 » گردانيده آنچ مصاحف و نفايس كتب بود بر منوال يُخْرِجُ الْحَيَّ مِنَ الْمَيِّتِ از آن ميان استخراج مىرفت مجلّدى كتاب يافت مشتمل
--> ( 1 ) آ ج ح واو را ندارند ، ( 2 ) ح ندارد ، ( 3 ) ج د : مشهور بسيارست ، - ز افزوده : و ملك مصر و قاهره او را بماند ، ( 4 ) كذا فى د ح ( د : در دعوت ، بجاى و دعوت ) ، « تعالى » را هيچكدام ندارند ، آ : ذكر نسب حسن صبّاح و احوال او لا جدّدها اللّه تعالى ، ج : ذكر حسن صبّاح و سيرت مذهب اولاد و اعقاب او ، ز بياض ، ( 5 ) كذا فى اربع نسخ ، ح : اين ؟ ؟ ؟ ، ( 6 ) كذا فى ج د ح ، آ : بمطالعهء ، ز چند كلمه ندارد ، ( 7 ) كذا فى آ ح ، ج د ز : فصول ، ( 8 ) « كه » فقط در د ، باقى نسخ ندارند ، ( 9 ) تنقيط قياسى ، ح : منسح ، آ ج ز : مسح ، د : منج ،