عطا ملك جوينى
180
تاريخ جهانگشاى جوينى ( فارسى ) ( ط دنياى كتاب )
ايشان اسماعيليان مصر و آن دياراند آن جماعت را مستعلويان « 1 » خوانند ، و حسن صبّاح در ايّام مستنصر دعوت ظاهر كرد در « 2 » ولايات ديلم چنانك بعد ازين ذكر آن خواهد آمد ، و طايفهء نزار [ يّه ] را « 3 » بدان سبب اسم الحاد بريشان اطلاق افتاد كه ايشان در دعوت حسن صبّاح رفع شرايع محمّدى عليه السّلام كردند و محرّمات را مباح داشتند قال اللّه تعالى وَ مَنْ لَمْ يَحْكُمْ بِما أَنْزَلَ اللَّهُ فَأُولئِكَ هُمُ الْفاسِقُونَ ، امّا طايفهء مستعلويان « 4 » از ظاهر شرع « 5 » تمرّد نكردند و تتبّع سنن « 6 » آبا و اجداد نمودند ، اجناد و اهالى مصر متابعت مستعلى كردند و او را در مسند خلافت بنشاندند ، و نزار « 7 » با دو پسر « 8 » خويش از مستعلى بگريخت 50 و باسكندريّه رفت اهالى آن بيعت او قبول كردند ، مستعلى لشكرها فرستاد تا او را مدّتى در اسكندريّه حصار دادند و عاقبت اسكندريّه مسلّم كردند و او را با هردو پسر بمصر بردند ، تا بوقتى كه هرسه وفات يافتند « 9 » در قاهره محبوس بودند « 10 » ، و طايفهء نزاريّه « 11 » چنان دعوى كنند كه از يك پسر نزار « 12 » كه اسم امامت داشت برحسب مذهب باطل ايشان پسرى « 13 » ماند « 14 » در اسكندريّه كه « 15 » كسى برو
--> ( 1 ) كذا فى د ، آ : مپعوليان ( كذا بعينه ) ، ج : مستعليان ، ز : اسماعيلى ، ح جمله را ندارد ، - صبح الأعشى ج 13 ص 236 ، 238 ، 239 ، 343 ، 245 ، 247 همهجا : مستعلويّة ، ( 2 ) كذا فى ز ح ، آ ج د : و ( بجاى « در » ) ، ( 3 ) ح : و طايفهء برار را ، آ ج د ز : و آن طايفه را ، ( 4 ) كذا فى د ح ، آ : مپعوليان ؟ ؟ ؟ ، ج ز : مستعليان ، ( 5 ) ح ندارد ، ( 6 ) كذا فى آ ج ، ز ح : سير ؟ ؟ ؟ ، د : اشرار ( ننمودند ) ، ( 7 ) آ د : نرار ، ح : برار ؟ ؟ ؟ ، ( 7 - 8 ) كذا فى اربع نسخ ، ح : و بسر ( - و پسر ) ، و آن ظاهرا غلط است چه بعد خواهد گفت كه دو پسر بودهاند ، ( 9 ) ج افزوده : و ، ز افزوده : و آن مدّت ، ح اصل جمله را ندارد ، ( 9 - 10 ) د ندارد ، ( 11 ) كذا فى ز ، آ د ح با تنقيط ناقص ، ج : نزار ، ( 12 ) كذا فى ز ، باقى نسخ بىنقطه يا با تنقيط ناقص ، ( 13 ) كذا فى ز ح ( بسرى ) ، آ : بسى ( كذا ) ، د : يك پسر ، ج : سى سال ( كذا ! بجاى « پسرى ماند » ) ، ( 14 ) آ افزوده : و ، ( 15 ) آ « كه » را ندارد ،