عطا ملك جوينى

169

تاريخ جهانگشاى جوينى ( فارسى ) ( ط دنياى كتاب )

يا خلعتى چنين گرانمايه بدهند و بعضى آنك دارندهء اين را بكشند و يا چندين مال « 1 » بستانند يا فلان عضو او را ببرند و نكال و مثله كنند ، و رقعها را در موم و عنبر و طين مختوم « 2 » كردى و روز بار برافشاندى هر كس بحسب « 3 » بخت از غايت حرص از آن رقعهء برگرفتى و بمتصرّفان اعمال بردى و آنچ مضمون رقعه بودى در ساعت بامضا پيوستى ، و حكم فرمود تا نصارى و يهود را از ركوب خيول و بغال منع كردند و از ركاب آهن داشتن و هريكى را زنگى « 4 » چند قلاده بودى تا ايشان را از مسلمانان فرق بودى ، بدين حركات مذمومه تمامت اهل بلد از « 5 » اسلامى و ذمّى از ذميمهء « 6 » افعال او و حكمهاى ناپسنديده « 7 » ملول شدند و حرم و بطانه و خواصّ او ازو سير آمدند ، و خواهر خويش ستّ الملك را بابن دوّاس 42 « 8 » اميرى از امراى او كه مقدّم جيوش او بود و مدبّر امور او متّهم گردانيد ، اين سخن را خواهر او بابن دوّاس « 9 » پيغام فرستاد و بر قتل حاكم و نشاندن پسرش علىّ بجاى او متّفق گشتند و پيمان بستند و بر آن قرار گرفتند « 10 » كه او را هلاك كنند ، يكهزار « 11 » دينار به دو غلام دادند از غلامان ابن دوّاس « 12 » تا بر كوه مقطّم « 13 » كه نزديك قاهره است كمين سازند تا چون

--> ( 1 ) ز افزوده : ازو ، و لعلّه انسب ، ( 2 ) طين مختوم گلى ( بكسر كاف فارسى ) است سرخ‌رنگ و در طبّ مستعمل است ( تحفة المؤمنين و برهان در « گل مختوم » ) ، ( 3 ) ح : برحسب ، ( 4 ) آ د ز ح : رنكى ، ج ندارد ، - تنقيط قياسى از روى جامع b 37 : « و زنگى چند قلاده كنند » ، خطط 4 : 73 : « الزم اليهود ان يكون فى اعناقهم جرس اذا دخلوا الحمّام » ، ( 5 ) « از » فقط در ح ، ز بجاى آن : و اهل ، ( 6 ) آ ز با تنقيط ناقص ، ح بدون نقطه ، ( 7 ) د ز افزوده‌اند : او ، و لعلّه انسب ، ( 8 ) كذا فى آ ج ح ( بدون تشديد ) ، ز : با ابن دواس ، د : با ابن دواش ، - رجوع بابن الأثير 9 : 130 ، 131 ، نجوم 2 : 71 : « سيف الدّولة بن دوّاس من شيوخ كتامة » ، ( 9 ) ز ح : الدواس ، د : الدواش ، ( 10 ) د : گرفت ، ( 11 ) كذا فى آ ز ، د : هزار ، ج : هريك هزار ، ح : دو هزار ، ابن الأثير 9 : 131 و نجوم 2 : 72 : الف دينار ، ( 12 ) آ ز ح : الدواس ، د : الدواش ، ( 13 ) تصحيح قياسى ، د : مقطب ، ز ح : مقطب ؟ ؟ ؟ ، آ ج : معطب ، - « خرج الحاكم