عطا ملك جوينى

101

تاريخ جهانگشاى جوينى ( فارسى ) ( ط دنياى كتاب )

و لو تعانق ذات الخال مختلس « 1 » * * تراهما واحدا من شدّة البرد « 2 » و الرّيق « 3 » قد كان فى الأفواه منجمدا * * لو لا حرارة نار « 4 » الشّوق فى الكبد و امير ارغون درين منزل خيمهء بزرگ از كرباس منقّش بنقشهاى لطيف و با آن مجلس خانهء كه ملايم آن بود از اوانى زر و نقره بنهاد « 5 » و خدمات بسيار بتقديم رسانيد و از آنجا به حكم فرمان متوجّه حضرت منكوقاآن شد و « 6 » پسر خود كراى « 7 » ملك و احمد بيتكچى و محرّر اين مقالات را در خدمت پادشاه بتدبير مصالح ملك خراسان و عراق نصب فرمود « 8 » ، و چون صبح نهار بهار از شب يلداى زمستان بدميد و سبزهء بهار « 9 » و ازهار از لبان صحراى مرغزار « 10 » بجوشيد و ربيع رباع آراست و دنيا ديباى هفت‌رنگ پوشيد و بستان پستان ميغ نوشيد و اين رباعى كه در هنگام ربيع سنّ اتّفاق افتاده بود ملايم افتاد « 11 » چون كرد بهار جشن حسن « 12 » آماده * بلبل ز خوشى گرفت راه ماده « 13 » a 841 . f

--> ( 1 ) تنقيط قياسى ، ب : داب الحال محبلس ؟ ؟ ؟ ، ح اين بيت را ندارد ، ( 2 ) يعنى البرد به سكون الرّاء ، و الظّاهر انّ الرّاء حرّكت لضرورة الشّعر و فيه ما فيه ، ( 3 ) ب : و الريح ، ( 4 ) فقط در ح ، ( 5 ) آ ج ه ز : بنهادند ، ( 6 ) آ ب ج ه ز اين واو را ندارند ، ( 7 ) ج : كرائى ، د : كرا ، ح : كزاى ، ( 8 ) ج اينجا بطور عنوان افزوده : ذكر حركت هلاكو خان بر قصد قلاع ملاحده و قمع ايشان ، ( 9 ) ظاهرا بهار در اينجا بمعنى مطلق گل و شكوفه است ( فرهنگ جهانگيرى ) ، ( 10 ) كذا فى اربع نسخ ، د : صحرا و مرغزار ، ب ه : صحرا مرغزار ، ( 11 ) ز : ملايم وقت افتاد ، ح : در ان‌وقت ملايم حال و مناسب احوال افتاد ، ( 12 ) آ ب ح : حشن حسن ، ج : حسن جشن ، د : حسن حسن ، ( 13 ) كذا فى ب د ز ح ، آ ج : باده ، ه : امّاده ( كذا ) ،