عطا ملك جوينى
81
تاريخ جهانگشاى جوينى ( فارسى ) ( ط دنياى كتاب )
لنا كلّ يوم من صلاتك عيد * * فكيف يبين العيد يوم يعود « 1 » و در عرصهء ملك هركجا گناهكارى بود و در ذلّ قيد گرفتارى خلاص اطلاق « 2 » فرمود و از خوارى و بلاء زمان امان داد ، و درين موضع اثبات اين ابيات اگرچه نه از طرز و مساق اين سياقت « 3 » است امّا نزديك ارباب ذوق و حقيقت ذوقى دارد ايراد افتاد f . 145 a من انا عند اللّه حتّى اذا * * اذنبت لا يعفو « 4 » عن ذنبى العفو يرجى من بنى آدم * * فكيف لا يرجى من الرّبّ اىبسا دلها كه سر بر جان نهادند و گردنها بر تن بماند « 5 » و درم و دينار در صرّها و كيسها ، و بدين مصلحت به اطراف ملك « 6 » ايلچيان روان شدند و رسولان پرّان ، تا بياموزند شاهانى كه زر بخشند و سيم * رسم جان بخشيدن از سلطان ما « 7 » بهرامشاه كالشّمس فى كبد السّماء و ضوءها * يغشى البلاد مشارقا و مغاربا « 8 » و اگر در شرح احوال كه روزبروز از ذات او صادر مىشود شروعى رود و در تقرير آن افعال خير كه ظاهر مىگردد خوضى نموده آيد مجلّدات مستغرق شود از بسيار « 9 » اندكى و از دريا قطرهء و از آفتاب ذرّهء بزفان قلم بسمع مستفيدان رسانيده شد و مىشود و القليل منها على الكثير دليل ، و چون آوازهء عدل و انصاف او در اقطار و اطراف شايع و
--> ( 1 ) مطلع قصيده ايست از ابيوردى ، ديوان ابيوردى طبع بيروت سنهء 1317 ص 115 ، ( 2 ) كذا فى خمس نسخ ، ه : و اطلاق ، و لعلّه اظهر ، ب باصلاح جديد : و از قيد اطلاق ، ( 3 ) ب : سياق ( 4 ) لعلّه : لا يعفو ( 5 ) آ : بماند ؟ ؟ ؟ ، ه ح : نماند ، ج : بماندند ؟ ؟ ؟ ، ( 6 ) ج د ه : ممالك ، ( 7 ) ج د ه : دين ، ح ندارد ، ( 8 ) للمتنبّى من قصيدة مطلعها : بأبى الشّموس الجانحات غواربا ، ( 9 ) ب د ه ز ح : بسيارى ،