عطا ملك جوينى

مقدمهء مصحح 3

تاريخ جهانگشاى جوينى ( فارسى ) ( ط دنياى كتاب )

نحوى و صرفى و لغوى و رسم الخطّى تعبير ميكنيم آنچه از آن راجع به جلد اوّل جهانگشاى است مهمّات آن را در مقدّمهء آن جلد ثبت نموديم و وعده داديم كه آنچه راجع به جلد دوّم و سوّم بدست آيد در مقدّمهء هر جلد درج كرده شود ، اينك حسب الوعده آنچه از اين قبيل خصايص در اثناء تصحيح جلد ثانى التقاط شد در اين مقدّمه ثبت گرديد ، خصايص نحوى و صرفى 1 - اضافهء نام صاحب محلّى به خود آن محلّ ( رجوع بمقدّمهء ج 1 ص قيه ) ، مثال : « علاء الدّين الموت » يعنى پادشاه يا صاحب يا حكمران الموت ، ( ص 204 س 21 ) ، - « محمود شاه سبزوار » ( ص 224 س 12 ، ص 272 س 17 ) ، - « نظام الدّين اسفراين و شرف الدّين بسطام » ( ص 233 س 14 - 15 ) ، « اختيار الدّين ابيورد » ( ص 233 س 15 و ص 247 س 5 ) ، - « خواجه مجد الدّين تبريز » ( ص 258 س 6 ) ، - « امين الدّين دهستان » ( ص 74 س 6 - 7 ) ، - « سلطان شهاب الدّين غور » ( ص 89 س 11 - 12 ) ، - « عماد الدّين بلخ » ( ص 195 س 6 ) ، 2 - ادخال باء زايده بر افعال منفيّه ( رجوع بمقدّمهء ج 1 ص قى - قيا ) ، چون « و اللّه كه مثل من بنخواهد نمود چرخ » ( ص 11 س 13 ) ، - « گفتم بمرو » يعنى مرو نهى از رفتن ( ص 157 س 21 ) ، 3 - ادخال باء زائده بر « مى » ، چون « بمىكشد » ( ص 161 س 5 ) ، و معروف در اين استعمال عكس اين است يعنى ادخال « مى » بر باء زائده چون « مىبسود » ( ص 165 س 4 ) ، و « مىبكاشت » ( ج 1 ص 30 س 7 ) ، 4 - ارجاع ضمير جمع باسم مفرد بتوهّم معنى جمعيّت ، چون « برگ اشجار از ترك تازى نسيم اسحار ترك علوّ سردار گرفتند » بجاى « گرفت » بتوهّم معنى برگهاى اشجار ( ص 247 س 11 - 12 ) ، - « آواز مؤذّنان