ناظم الاسلام كرمانى
484
تاريخ بيدارى ايرانيان ( فارسى )
وزير دربار گفت شوراى اسلامى خوب است چرا بشوراى ملى بدل گرديد جناب آقا ميرزا محمد صادق جواب داد براى اينكه رعيت اين لفظ را خواست كه فردا اگر كسى را از هل مجلس بخواهيد نفى و تبعيد كنيد خواهيد گفت اين بىدين و خارج از اسلام است . به اين بهانه اشخاصيكه مخالف ميل شما رفتار نمودهاند بايد خارج شوند اما لفظ ملى اين عيب را مانع خواهد بود ديگر آنكه اگر اسلامى مبدل به ملى نشود مردم از سفارتخانه بيرون نخواهند آمد بارى ديگر از مذاكرات آن روز آنكه وكلاء آقايان گفتند دستخط شاه بايد به صورت ملفوفه نوشته شود كه بعلاوه صحه شاه مهر شاه را نيز داشته باشد و صدر اعظم هم فرمان را مهر كند و ثبت دفتر هم بشود كه آنوقت رسميت داشته باشد ديگر آنكه بعض عبارات تغيير و تبديل نشود صدر اعظم گفت بايد بر طبق ميل علماء و ملت رفتار كنيم نايب السلطنه گفت ضررى ندارد كه عرايض ملت را حضور اعليحضرت عرض كنيم لذا صدر اعظم با نايب السلطنه حركت كردند كه بروند حضور اعليحضرت شاهنشاه بجناب آقا ميرزا سيد محمد صادق و سايرين هم تكليف كردند كه شما هم بيائيد حضور و باهم عرايض ملت را عرض كنيم وكلاء آقايان بملاحظه اينكه شايد در حضور اعليحضرت مجبور شوند بقبول آنچه كه ميل درباريها در آنست لذا عذر آوردند و گفتند كه ما از طرف علماء و آقايان مهاجرين آمدهايم كه با وزراء مذاكره نمائيم نه با شاه نايب السلطنه چون ميدانست اگر امير بهادر حضور اعليحضرت مشرف شود سنگ جلو مىاندازد و مانع اصلاح خواهد گرديد لذا بصدر اعظم رسانيد و گفت شايد شما بخواهيد كه با شاه بعض مطالب محرمانه را گفتگو نمائيد و شايد شاه بخواهد بعض فرمايشات محرمانه سرى بفرمايد من با وزير دربار نمىآئيم صدر اعظم قبول نمود و تنها رفت حضور شاه و آنچه ميدانست عرض كرد اعليحضرت شاهنشاه مستدعيات را قبول فرمود فرمانرا امضاء و مهر نمودند كار تمام شد فرمان را آورد و داد بوكلاء آقايان . امروز بعضى از دانشمندان صورت دستخطى نوشتند و در سفارتخانه خواندند و گفتند بايد اينطور دستخط نوشته شود و به امضاء شاه برسانند لكن رؤساء تجار گفتند ديگر كار گذشته است و هر ساعت نمىتوان شاه را مجبور نمود كه دستخط را عوض كنند ولى ما صورت آن را ذيلا درج ميكنيم كه خوانندگان تاريخ بدانند اگر وكلاء آقايان نيامده بودند مردم بهتر كار را ميگذرانيدند و اين صورت بهتر از آن صورتى است كه صدر اعظم صادر كرد و هذا صورته . صورت سواد دستخطى كه به امضاء نرسانيدند محض دوام دولت و بقاى سلطنت و قوام هيئت اجتماعيه ملت تأسيس مجلس شوراى ملى كه عبارت از مجلس تنظيمات و مركب از وكلاء منتخبين ملت و رجال با سياست امين دولت به حيثيتى كه حاكم باشد بر جميع دواير دولتى و امورات مملكتى و تمام ادارات لشكرى و كشورى از قبيل اداره معارف و وزارت تجارت و فلاحت و صناعت و معادن و شوارع و طرق و اداره نظميه و هيئت نظام عسكرى و اداره ماليه و وزارت عدليه با شمول منتخبين قصبات و ولايات بعيده در هيئت انجمن شوراى ملى مقرر