ناظم الاسلام كرمانى
479
تاريخ بيدارى ايرانيان ( فارسى )
قيمت مطالبه نكنند لذا جناب آقا ميرزا سيد محمد صادق صورت دستخط ثانى را مخابره كرد و تا اول شب آنچه مطالبه جواب نمودند جوابى نرسيد . در ميان متحصنين سفارتخانه قالهقاله درگرفت مىگويند تا سفارت انگليس ضمانت اجراء دستخط را و عمل به مضمون آن نكند و قول تأسيس و تشكيل مجلس را ندهد ما از اين سفارتخانه حركت نميكنيم و خارج نمىشويم و بازارها را باز نميكنيم چند نفر از معتبرين تجار و اهل سفارتخانه يعنى متحصنين رفتند به نياوران كه در صاحبقرانيه خودشان با دولت گفتگو كنند و يا در رستمآباد كه مزرعه مشير الدوله صدر اعظم است با خود صدر اعظم مذاكره نمايند اسامى آنها از اينقرار است : جناب حاج سيد عبد الحسين واعظ - حاج محمد تقى - حاج محمد ابراهيم وارث - جناب آقا ميرزا محمود قمى - حاج سيد صراف - آقا سيد محمد تقى سمنانى - جناب آقا سيد حسين بروجردى - ژارزدفر دولت انگليس - مشير الدوله و پسرش مشير الملك - محتشم السلطنه هم آنجا بودند در باب مجلس شورى مذاكره بود صدر اعظم ميگفت كه شوراى اسلامى بايد باشد آقا سيد حسين بروجردى گفت شوراى ملى بايد باشد صدر اعظم گفت من شوراى ملى نميدهم آقا سيد حسين گفت ما بقوه ملت شورايملى را ميگيريم پس از مذاكرات بسيار بنا شد آقايان با مشير الملك و محتشم السلطنه در مجلسى ديگر نشسته گفتگو كنند پس از مذاكرات نتيجه مجلس اين شد كه مجلس شواريملى باشد امروز يكى از دوستان ماده تاريخ كشته شدن سيد عبد الحميد را خواند چون اشعارش مفصل بود ما از درج آن اغماض نموديم لكن مصرع از آن را كه دلالت بر تاريخ و زمان داشت درج مىنمائيم ( بتير سلطان شهيد سيد عبد الحميد ) كه مجموع حرف مقطعه اين مصرع عدد 1324 مىباشد درصورتيكه اول مصرع باء و بعد از آن تاء باشد كه بتير است نه اينكه به تير نويسند با هاء بعد از باء . در اين روز نيز بقرار هرروز بازارها و سراها بسته است مردم همگى در زير چادرها نشستهاند يا واعظ مشغول موعظه است و يا مردم باهم نشسته سياسى ميگويند . مشهور شده است تلگرافى از لندن براى ژادفر مخابره شده است قريب به اين مضمون انجام مقاصد مشروعه متحصنين را از دولت ايران بخواهيد و اين تلگراف در جواب تلگراف تجار كه دو روز قبل از اين مخابره كرده بودند مخابره شده و تلگراف تجار قريب به اين مضمون بود كه بيست روز است در سفارتخانه متحصن ميباشيم . لذا تجار چند نفر از رؤساء را فرستاند قلهك كه مزرعه و ده ييلاقى سفارتخانه است و از آنجا با ژادفر رفتند منزل صدر اعظم و مذاكره كردند و قرار شد دو دستخط سابق را تغيير دهند و مضامين هردو را در يك دستخط بنويسند و نيز در دستخط كه مجلس شوراى اسلامى نوشتهاند بايد به اين عبارت مجلس شورايملى تبديل شود چه شايد بعضى باغراض شخصيه يكى از مبعوثين را تكفير كنند و آنوقت بگويند كافر در مجلس اسلامى چه مىكند و شايد يكزمانى مانند شيخ فضل اللّه ملائى پيدا شود كه بغرض شخصى خود همه اهل مجلس را تكفير و لااقل تفسيق كند آنوقت محرك مردم شود كه كافر و فاسق را به مجلس اسلامى چهكار است ديگر آنكه طايفهء يهود و ارامنه و مجوس نيز بايد منتخب خود را به اين مجلس بفرستند و لفظ اسلامى با ورود آنها نميسازد مناسب لفظ ملى است بارى پس از مذاكرات