ناظم الاسلام كرمانى

472

تاريخ بيدارى ايرانيان ( فارسى )

براى رفاهيت و آسودگى قاطبه اهالى ايران و تشييد و تائيد مبانى دولت اصلاحات مقتضيه بمرور در دواير دولتى و مملكتى بموقع اجراء گذارده شود چنان مصمم شديم كه مجلسى از منتخبين شاهزادگان و علماء و قاجاريه و اعيان و اشراف و ملاكين و تجار و اصناف بانتخاب طبقات مرقومه در دار الخلافهء طهران تشكيل و تنظيم شود كه در موارد لازمه در مهام امور دولتى و مملكتى و مصالح عامه مشاوره و مداقهء لازمه را به عمل آورده و بهيئت وزراى ما در اصلاحاتى كه براى سعادت و خوشبختى ايران خواهد شد اعانت و كمك لازم را بنمايند و در كمال امنيت و اطمينان عقايد خودشان را در خير دولت و ملت و مصالح عامه و احتياجات مهمهء قاطبهء اهالى مملكت بتوسط شخص اول دولت بعرض برسانند كه بصحه مباركه موشح و بموقع اجرى گذارده شود « 1 » بديهى است كه بموجب اين دستخط مبارك نظامنامه و ترتيبات اين مجلس و اسباب و لوازم تشكيل آن را مرتب و مهيا خواهيد نمود كه بعون اللّه تعالى اين مجلس افتتاح و باصلاحات لازمه شروع شود و نيز مقرر ميفرمائيم كه سواد دستخط مبارك را اعلان و اعلام نمائيد كه تا قاطبهء اهالى از نيات حسنه ما كه تماما راجع بترقى دولت و ملت ايران است كما ينبغى مطلع و مرفّه الحال مشغول دعاگوئى باشند . در قصر صاحب قرانيه بتاريخ 14 شهر جمادى الاخره 1324 در سال يازدهم سلطنت ما ( اين سواد مطابق با اصل دستخط مبارك بندگان اعليحضرت اقدس همايون شاهنشاهى روحنا فداه است ) ( مشير الدوله ) ( در مطبعهء مباركه شاهنشاهى روحنا فداه بطبع رسيد ) ( همين دستخط را جناب صدر اعظم مشير الدوله در طى تلگراف خويش بآقايان مهاجرين مخابره نمود كه ما در عنوان روز يكشنبه 14 در اين تاريخ خود درج نموديم ) . از طرف تجار پولى تهيه شد كه براى آقايان بفرستند .

--> ( 1 ) بموقع اجرى لفظيست مركب از مضاف كه لفظ بموقع باشد و از مضاف اليه كه لفظ اجرى است يعنى بمقام اجراء ولى مردم عوام معنى آن را نفهميده و گفتند يعنى در موقعى و محلى كه ما صلاح دانيم و شايد دولتيان صلاح ندانند و به اين جهت و جهات ديگر اكثريت آراء باعوام شد و اين دستخط را قبول نكردند به چند جهت يكى لفظ موقع يعنى هروقت كه موقع باشد خواص هم بواسطه آنكه شايد يك زمانى همين جزئى كلى شود و بهانه دست مستبدين افتد متابعت عوام را نمودند دويم آنكه باز توسط شخص اول در كار است ثالثا آنكه شايد بعد از اين ، اين دستخط هم مانند دستخطهاى سابق گردد و ايفاء بمضمون آن نكنند بلكه بايد وزير مختار انگليس ضمانت اجراء آن را بنمايد چه دستخط اولى كه در حضرت عبد العظيم داده شد از اين معتبرتر بود و كسى آن را اجراء نداشت .