ناظم الاسلام كرمانى

447

تاريخ بيدارى ايرانيان ( فارسى )

برادر است بارى جمع شدن فضلاء و علماء در مدرسهء سياسى باعث شد كه مشير الدوله متنفر شد از استبداد و همراه شد با ملت تا به مقصود خود نائل آمد اما يكى از دوستان اين‌طور نقل كرد كه در سال گذشته 1323 ميرزا رضا خان ارفع الدوله سفير ايران مقيم در اسلامبول كه سالها بعنوان وزير مختارى در روسيه و عثمانى مأمور بود برحسب امر عين الدوله احضار بطهران شد و منزل را پس از ورود در خانهء عين الدوله قرار داد پس از ديدوبازديد و پذيرائى كاملى كه عين الدوله از ارفع الدوله نمود و از هر حيث او را ترجيح داد بر سايرين و احترامات فوق العاده كه از ارفع الدوله بجاآورد پيغام داد براى مشير الدوله وزير امور خارجه كه ارفع الدوله بر من وارد شده است و صد هزار تومان براى شغل وزارت امور خارجه ميدهد كه هشتاد هزار تومان تقديم اعليحضرت و بيست هزار تومان تقديمى خود من است و چون من با تو دوست ميباشم ميتوانم از بيست هزار تومان حق خود چشم بپوشم ولى اعليحضرت از اين مبلغ نميگذرد حالا يا اين وجه را متقبل شويد و يا در مقام استعفاء برآئيد مشير الدوله پس از استماع اين پيغام فورا قلم روى كاغذ آورد هشتاد هزار تومان باسم اعليحضرت و بيست هزار تومان باسم شاهزاده عين الدوله حواله نوشت بتجارتخانهء طومانياس و يا بادارهء ديگر بهرجهت پول را داد و ختم عمل نمود عين الدوله قريب به همين اندازه از ارفع الدوله گرفت و او را به محل مأموريت خود روانه نمود پس از چند روز كه واقعه را بپسرهاى خود مذكور داشت مؤتمن الملك پدر را ملامت نمود و گفت خبط بسيار بزرگى كرديد چه ما تاكنون تمول و ثروت خود را مخفى نموده و املاك خود را متفرق قرار داديم كه دولت يا كسى ديگر مطلع بر قدر ثروت ما نباشد حالا كه صدر اعظم دانست كه در فاصلهء يك ساعت و بيك پيغام ممكن است صد هزار تومان از شما بگيرد ديگر دست از شما برنخواهد داشت و هر ساله همين بازى است كه ديديد و نسبت به ديگران هم مىبينيد مشير الدوله ملتفت شد كه مؤتمن الملك صحيح ميگويد پس از تفكر زيادى علاج را استفسار و استعلام نمود مؤتمن الملك گفت علاجى نيست جز برداشتن عين الدوله را از اين مسند و يا تزلزلى و انقلابى در وضع سلطنت بهم رسد اين بود كه مشير الدوله در مقام تحصن ملت بسفارتخانه مسامحه نمود و از ملت كمال همراهى را نمود و الا كسى كه از رتبهء فقر به اين مرتبه رسيده باشد چگونه سعى و جهد مىكند در زوال استقلال رياست خود و چه‌طور راضى مىشود در محو شغل خود اين اصرار و ابرام عين الدوله در اضمحلال ملاها اگر قوت ميگرفت بمعاونت و همراهى مشير الدوله هر آينه عين الدوله به مقصود خود نائل ميگرديد و ليكن مشير الدوله علاوه بر مسامحه و مماطله و علاج نكردن امر سفارتيها را به خوبى كاشف است از اينكه با ملت همراهى داشت و در مقاصد عين الدوله همراه نبود ولى علت تامهء همراهى مشير الدوله از ملت تحصيلات پسرهاى او و تأسيس مدرسه سياسى بود بهرجهت مشير الدوله از اولين اشخاص مؤسسه است كه سراپردهء مشروطيت را بلند نمود چون در اين اوان كه زمان طبع و تنقيد اين تاريخ است فلذا اين چند سطر را بر حالات مشير الدوله مىافزائيم مشير الدوله در زمان صدارتش به خوبى سلوك نمود چنانچه در موقع ذكر خواهد شد ظلمى نكرد كسى را معدوم و خانهء را آتش نزد وطن‌فروشى ننمود با خارجه نساخت آثار بدى در عالم نگذارد وقتى كه تاج كيانى را بدست گرفت و رفت روى پلهء تخت كه بسر محمد عليشاه گذارد تاج را وارونه بسر شاه ايران گذارد باينطور كه جلوى تاج را كه ميبايست به طرف پيش گذارد به طرف