ناظم الاسلام كرمانى
435
تاريخ بيدارى ايرانيان ( فارسى )
سربازها كه در كوچه و بازار چاتمه زده بودند و مردم را اذيت ميكردند باردوى خارج شهر رفتند يك نفر سرباز در شهر ديده نميشد جز عدهء سرباز كه در خيابان علاء الدوله گذاردند براى محافظت مردم كه مبادا يكى از ديوانيان بيكى از متحصنين بىاحترامى كند مردم با اين حال كه ديده شد به طرف سفارتخانه ميرفتند يا براى الحاق بمتحصنين يا براى تماشا و سياحت . امروز در اول صبح آقايان وارد علىآباد شدند روز را بواسطهء گرما و ملحق شدن پيادهها در علىآباد توقف نمودند . روز شنبهء 28 جمادى الاولى 1324 - امروز مهاجرين تا عصر در علىآباد كه دو منزلى قم است توقف نمودند طرف عصر حركت و چند ساعت از شب گذشته وارد كوشك نصرة شدند . امروز بازارها بسته شد تجار و طلاب و بزازها و صرافها عموما وارد بسفارتخانه شدند و با نهايت نظم و معقوليت رفتار ميكنند اجزاء سفارتخانه نهايت حسن سلوك و پذيرائى را ظاهر ميسازند ميتوان گفت سفارتخانه در حكم يك مدرسه شده است چه در زير هر چادر و هر گوشه جمعى دور هم نشستهاند و يك نفر عالم سياسى از شاگردان مدارس و غيره آنها را تعليم ميدهد يعنى چيزهاى تازه به گوش مردم مىخورد كه تاكنون احدى جرئت نداشت بر زبان آورد فيلسوف بهبهانى و بعض از اجزاء انجمن مخفى روزنامه حبل المتين را در دست گرفته بر مردم قرائت مينمايد آقا سيد رضا كاشى كه از مناديان حريت است و آقا سيد حسين بروجردى ملقب بمدير الاسلام و بعض ديگر در چادرها وارد ميشوند قند و چاى و غيره توزيع مينمايند گاريهاى خوردنى متواليا داخل مىشود قند و چاى و نان و برنج و غيره ميآورند جميع مخارج و لوازم را حاج محمد تقى و برادرش حاج حسن ميدهند اگر هم از جائى هم محرمانه پولى برسد جمع بر اين دو برادر مىشود وزير مختار انگليس هنوز وارد نشده است ژازدفر سفارت هم با ملت همراه است مشهور شد كه ژازدافر رفته است نياوران در قصر صاحبقرانيه كه حضور اعليحضرت مشرف شود و تظلم تجار و مردم را بعرض برساند عين الدوله مانع شد و خودش هم از او پذيرائى نكرد و عذر آورد كه شاه مريض است چنانچه عرضى داريد بتوسط وزير امور خارجه كتبا عرض كنيد اين شايعات اگرچه دروغ و يا مخالف مرسوم باشد باز عوام باور كرده موجب قوت قلب آنها ميگردد بر عدهء آنها افزوده مىشود . روزنامهء ايران كه روزنامهء رسمى دولتى است مورخهء نوزدهم جمادى الاولى امروز از تحت طبع خارج شد و قانون عدليه را كه درج كردند چند نسخه از آن را بدست بعضى داده آوردند در سفارتخانه و در بين مردم منتشر ساختند ولى هركس دستش آمد پاره كرد چه عين الدوله پس از آنكه شنيد تجار در سفارتخانه متحصن شدهاند از عاقبت امر انديشه نمود فورا حكم داد نظامنامه براى عدليه نوشته و فرستاد بادارهء روزنامهء ايران و اطلاع و در بين مردم شايع ساختند كه عدالتخانه عما قريب تأسيس خواهد شد نويسندهء نظامنامه گويا ممتاز الدوله پسر مكرم السلطنه است كه تازه بادارهء عين الدوله وارد شده است و اعلم از او در دستگاه عين الدوله كسى نيست زيرا كه مشار اليه از اشخاص تحصيل كرده زبان فرانسه و تركى عثمانى را به خوبى تعليم گرفته و مدتى هم در اسلامبول بوده قوانين عدليه عثمانى را از زبان تركى