ناظم الاسلام كرمانى
550
تاريخ بيدارى ايرانيان ( فارسى )
و بعضى نوشجان كنند ديگر در مقام كار و خدمت نباشند لا اقل از يكديگر همراهى كنند ز آن جمله بنده نگارنده از اين اتفاق و نيامدن جناب آقا ميرزا مهدى بانجمن ، ديگر وارد بانجمن نشدم ديگر اين انجمن منعقد نگرديد الا بطور غير رسمى كه گاهگاه در خانههاى يكديگر سه چهار نفرى بهم ميرسيديم . روز پنجشنبه 15 شعبان 1324 - امروز بازارها بسته مردم دستهبدسته فوجفوج در خانه آقاى طباطبائى ميآيند و تبريك عيد مولود را ميگويند شاگردان مدارس به حالت نظام وارد ميشوند خطبه و خطابه ميخوانند ديشب هم چراغانى باشكوه در شهر بود در سلام دولتى هم امر اعليحضرت صادر شد كه تمام سفرا و رجال دولت و بزرگان و علماء و وكلاى ملت را دعوت كنند براى روز هيجدهم كه در آن روز مجلس شوراى ملى رسما منعقد گردد و مبعوثين ملت حضور اعليحضرت شاهنشاهى معرفى گردند . روز جمعه شانزدهم ماه شعبان 1324 - امروز از طرف جناب صدر اعظم مشير الدوله دعوتنامهء حسب الامر اعليحضرت كه ديروز امر مبارك صادر گرديده بود طبع شد بعموم حضرات علماء اعلام و شاهزادگان عظام و امراء و وزراء و اعيان كرام و سفراء دول خارجه بدين مضمون فرستاده شد . بعد الالقاب روز يكشنبه هيجدهم شعبان سه ساعت بغروب مانده در عمارت گلستان افتتاح مجلس شوراى ملى خواهد شد مستدعى است در ساعت مذكور سه ساعت بغروب مانده سلام عام در تالار جنب بريليان شرف انعقاد يافت و شاهنشاهزادگان و مدعوين بشرف حضور نايل آمدند . روز شنبه 17 شعبان 1324 - امروز تهيه مجلس را مىبينند كه فردا در عمارت باغ گلستان در حضور اعليحضرت منعقد گردد صدر اعظم ميرزا نصر اللّه خان مشير الدوله و دو پسرش نهايت سعى را دارند در تشكيل مجلس و سبب همراهى و سعى و كوشش و جهد بليغ صدر اعظم را مردم تربيت شدن پسرهايش را ميگويند ليكن ما علاوهبر ميل اعليحضرت بمشروطيت و تربيت شدن پسرهاى مشير الدوله بيك نكته ديگر برخورديم و در آنمقام ذكر مىنمائيم جناب ميرزا نصر اللّه خان مشير الدوله صدر اعظم ايران روزيكه پا بدايره نوكرى گذارد در ماه اول مواجب او پانزده قران بود كه هر قرانى يكمثقال نقره است و از اين رتبه سال بسال روبترقى نهاد تا بمقام وزارتخارجه رسيد و البته چنين شخصى كه از اين رتبه نازل به اين مقام رسد اگر پولى تحصيل كند قدر پولرا به خوبى ميداند و خرج بيهوده نميكند املاك مشير الدوله هم چون متفرق بود و مهمانى شايانى نميكرد و بذلى نميكرد لذا كسى مطلع بر تمول و مكنت مشير الدوله نگرديد عين الدوله هم كه بر مصدر صدارت نشست بملاحظه اينكه مشير الدوله در كارهاى ميرزا على اصغر خان اتابك دخالت داشته و از امورات دولتى بااطلاع است لذا مشير الدوله را كه وزير امور خارجه بود با خود در مشاورت داخل نمود و در امور پولتيكى از او استعلام و استفسار مينمود و در امور وزارت خارجه هم به همين جهت احتياج بمشير الدوله تصرفى نميكرد نه چيزى ميداد و نه ميگرفت مشير الدوله هم بهمينقدر قناعت داشت و از عين الدوله كوچكى مينمود تا اينكه در چند ماه قبل ارفع الدوله سفير كبير ايران را از اسلامبول خواسته ارفع الدوله در پارك عين الدوله منزل كرد چون لا بد بود پولى تقديم شاه و اتابك نمايد لذا مدعى وزارت خارجه گرديد و گفت صد هزار تومان مىدهم كه وزير امور خارجه بشوم