ناظم الاسلام كرمانى

545

تاريخ بيدارى ايرانيان ( فارسى )

فلّاحين و برزگران منتخب خود را هنوز معين نكرده‌اند با اينكه در تهران مردمان كافى و عالم و جوانان باتربيت و باهوش و تحصيل‌كرده موجود و متعدد و بىشمارند سبب اينكه آنها وكيل و منتخب نشدند و اين گونه مردمان جاهل و بىتربيت داخل در اين امر خطير شدند چند چيز بود اول اينكه هنوز اهل تهران معنى مجلس و وكالت و منتخب و امين را ندانسته و نفهميده‌اند بگمانشان اينكه وكيل ملت بايد مثل وكيل‌هاى دار الشرع و در خانه‌هاى ملاها و قضاة باشد از بسكه از وكيل مرافعات ميترسند و از بس‌كه از آنها صدمه و اذيت و ضرر ديده‌اند لذا باينگونه اشخاص راضى شده‌اند دويم اينكه دست آقاى آقا سيد محمد طباطبائى تقلب و رشوه در كار آمد به اين جهت جناب آقا ميرزا محمد تقى گركانى كه وكيل علماء بود استعفا داد و در جايش آقا ميرزا محسن برادر صدر العلماء و داماد آقاى بهبهانى وارد شد بدون انتخاب و بدون شرايط همين‌قدر كه آقا ميرزا محمد تقى استعفا داد و جناب آقا سيد عبد اللّه داماد خويش را بجاى او منصوب كرد هرقدر عقلا داد و فرياد كردند به جائى نرسيد و همچنين نصرة السلطان و دبير السلطان كه هردو جوانان باكفايت و دانا بودند از وكالت باصرار مردم استعفا دادند بيچاره دبير السلطان هم از نوكرى