ناظم الاسلام كرمانى
504
تاريخ بيدارى ايرانيان ( فارسى )
لكن صحبت امروز از امر نان و گوشت بود و كتابچه امتياز آن را نوشتند كه به نظر صدر اعظم و آقايان برسانند . جناب آقا سيد برهان الدين خلخالى كه از بستگان امير بهادر وزير دربار بود امروز آمد نزد بنده و گفت امير بهادر شخص مسلمانى است و امروز در ذهن او جاگرفته است كه مجلس مشاورت خلاف شرع است و اگر حضرت آقاى طباطبائى در يك مجلس با ايشان بنشينند و صريح بفرمايند كه اين مجلس موافق شرع است و بدليل و برهان و حكم بتى لزوم آن را بفرمايند هر آينه اين مرد باور مىكند و ديگر همراه مىشود موافقت او بهتر است از مخالفت چه اين شخص هميشه اوقات نزد شاه مىباشد لذا بايد او را همراه نمود بنده گفتم حضرت آقاى طباطبائى بخانهء او نميرود و راضى هم نميشود كه او به خانه آقا آيد چه آنوقت مردم ميگويند آقا تعارف و رشوه گرفته است به اين جهت ملاقات اين دو نفر مشكل است آقا سيد برهان گفت اولا در مجلس علنى ملاقات كنند نه در خلوت و ديگر آنكه در خانهء خود شما باشد كه از هردو دعوت كنيد و باعث ملاقات شويد لذا بندهء نگارنده خدمت حضرت آقاى طباطبائى عرض كردم حضرت آقا قبول فرمودند يا در خانهء خودشان در مجلس علنى باشد و يا در منزل بندهء نگارنده قرار بر اين شد كه جناب آقا ميرزا محمد صادق ملتفت شده و مانع شد و گفت موجب اتهام و بدنامى ماها مىباشد آنوقت مردم بد ميگويند از اين جهت زحمات بندهء نگارنده و جناب آقا سيد برهان الدين بهدر رفت . روز سهشنبه هفتم رجب 1324 - امروز جناب آقا سيد عبد اللّه را احضار كرده بودند براى رفتن حضور شاه و حضرت آقاى بهبهانى مستعد و مهيا از براى رفتن به صاحبقرانيه شده كه طلاب خدمت جناب آقا رسيده و جدا مانع شدند و عرض كردند اين رفتن شما تنها نزد شاه موجب اتهام است جناب آقا سيد عبد اللّه طلاب را خاموش و بدليل و برهان مدلل نمودند كه رفتن نزد اعليحضرت لازم است و اگر نروند كار معيوب خواهد گرديد طلاب عرض كردند پس تنها نرويد جناب آقا گفت شاه مرا تنها خواسته است شايد بخواهد حرفى محرمانه بفرمايد و بودن ثالث مانع باشد بهرجهت جناب آقا تشريف بردند بصاحبقرانيه و مراجعت را آمدند منزل حضرت آقاى آقا ميرزا سيد محمد لكن هنوز معلوم ما نگرديد كه مطلب چه بوده است . حاج سيف الدولة وزير تجارت هم امروز به قدر صد نفر از تجار را احضار نمود كه ما هم بايد مجلسى داشته باشيم خوب است تجار پانزده نفر را وكيل كنند كه اين پانزده نفر در مجلس محاكمهء وزارت حاضر شده و در امور تجار ناظر باشند نوشته هم نوشتند بعضى مهر كرده بعضى عذر آورده كه بايد فكرى كنيم و در اين امر تأملى نمائيم آنوقت جواب ميدهيم . حاج محمد تقى و حاج حسن مطالبهء خرج اين مدت تحصن را نموده مدعى بودند كه سى و دو هزار تومان از خود خرج كرديم تجار صورت خواسته تا هيجده هزار تومان صورت دادند لذا تجار گفتند بيست هزار تومان شما منتها خرج كرديد . از خارج هم خبر داريم كه بشما معاونتى شده است حاج محمد تقى و برادرش مدعى بودند كه ما سى و دو هزار تومان پول داشته و اينك ديگر چيزى در دست