ناظم الاسلام كرمانى
500
تاريخ بيدارى ايرانيان ( فارسى )
داده باز مجددا عقد اتحاد و اتفاق بين آنها بسته گرديد و آراء همگى بر مجلس نظامى خاص در بين بريكاد قرار و تعلق يافت و اين اول مجلسى است كه در نظام تشكيل يافت و سبب آن در واقع اجزاء انجمن بودند كه محرك اسد اللّه خان و برادرش سيف اللّه خان شدند . امروز جناب آقا ميرزا محمد صادق تشريف بردند صاحبقرانيه براى گفتگوى نظامنامه و اتمام امر انتخاب . روز شنبه 4 شهر رجب 1324 - امروز جناب حجة الاسلام آقاى طباطبائى كاغذى نوشتند براى نايب السلطنه در باب اسد اللّه خان سرتيپ قزاقخانه كه او را بدون جهت حبس كردهاند و نوشتند كه اين شخص رئيس معلم است كه بايد اين جماعت را تعليم و مشق نظام بدهد ديگر حق كشيدن شمشير بر روى شخص محترمى مثل اسد اللّه خان را ندارد الى آخره . اين كاغذ و اين پيغام موجب خوف و ترس رئيس گرديده فورا اسد اللّه خان را از محبس بيرون آورده و معذرت خواست و قبول مجلس را هم نمود و اجزاء متفقا همعهد و متحد شدند بر تشكيل مجلس جناب آقا سيد قريش كه از اجزاء حضرت حجة الاسلام و از سادات غيور بود در تأسيس نهايت سعى را متحمل گرديده و از طرف حضرت آقاى طباطبائى و انجمن مخفى حامل پيغامات و رسول بود و صورت عهدنامه براى طايفهء قزاق نوشته كه همگى آن را مهر كردند ما صورت آن را ذيلا درج مينمائيم . صورت عهدنامه بريكاد از آن جائى كه ترقى نوع انسان در هر عهدى و زمانى بسته باتحاد و اتفاق بوده و هر قومى كه نفاق داشتهاند تمام شنيدهاند و هر جماعتى كه اتفاق داشتهاند از حيث علم و شرف ترقيها كرده نام نيك در صفحه روزگار گذاشتهاند و اين اتفاق و اتحاد امريست معنوى و قوهايست روحانى كه يك قومى را مانند اهل يك خانه يگانه ميسازد و فرد فرد اجزاء را شريك نفع و ضرر مىنمايد و در هر قومى كه اين كوكب سعادت طلوع نمايد خوشبختانه از هر حادثه و فتنه مرفه الحال خواهند بود على هذا اين اوقات بذل خداوندى شامل حال عموم صاحب منصبان بريكاد گرديد و جزئى نفاق كه در ميان داشتيم مبدل باتفاق گرديد و از تاريخ سويم شهر رجب المرجب ( 1324 ) اتفاق و اتحاد نموديم كما فى السابق براستى و درستى بدولت و ملت خدمت و جانفشانى نمائيم چنانچه از ابتداى انعقاد بريكاد هم تاكنون خدمات جانفشانهء اين چاكران بر اولياء دولت و ملت مكشوف و مبرهن است براى استحكام قلوب خودمان چنان صلاح ديديم اتفاق نموده برادرانه در تكميل جانفشانى كما فى السابق پرداخته و در پيشرفت ترقى خودمان و شرف دولت و ملت كمال جد و جهد را داشته باشيم لهذا اين ورقه را برسم يادگار نگاشته و عموما مهر نموده و در نزد يكى از اركان بريكاد برسم امانت مىنهيم كه عند الحاجة حجت باشد و اين اتحادنامه يك سرمشقى است كه بر سبيل وصيّتنامه براى اولاد و اعقاب خود ميگذاريم به همين قسم كه پدرشان اتحاد داشتهاند آنها هم اين رشته اتحاد را محكم و استوار نمايند اميدواريم كه اين رشته اتحاد روزبروز محكمتر و