ناظم الاسلام كرمانى

362

تاريخ بيدارى ايرانيان ( فارسى )

و ليكن مقصود را در دوستى با عين الدوله يافت به اين جهت عازم به مسافرت ايران گرديد در سيزدهم ماه رجب 1323 وارد طهران شد و حرفهاى تازه در مجالس ميگفت و از وطن مدافعه مينمود و دوستى خود را با عين الدوله تكميل مينمود تا اينكه عين الدوله دانست كه پارهء مقالات حبل المتين از قبيل مدافعه وطن و غيره از ترشحات قلم مشار اليه است فلذا از ميرزا آقا خواهش نمود كه قانونى از براى دولت ايران بنويسد مشار اليه قانونى نوشت و در خيال بود كه عين الدوله را وادار نمايد باينكه دولت را مقننه نمايد كتابچهء قانون را داد به عين الدوله او هم داد بممتاز الدوله كه آن را بخواند و اگر كسرى دارد به آن ضميمه نمايد ممتاز الدوله پس از خواندن كتابچه بميرزا آقا گفت خيلى تند رفتيد اين مرد به خيال خواهد افتاد و سوءظن از تو حاصل خواهد نمود بهرجهت عين الدوله از كتابچه قانون سخت متوحش گرديد نسخهء اول آن كتابچه در نزد نگارنده موجود است و عما قريب خواهد آمد . ديگر آنكه ميرزا آقا در مجالس مردم را بيدار و آنان را بحقوق خود آگاه ميكرد ديگر آنكه با علماء و آقازاده‌ها مراوده مينمود و آنانرا محرك بود . ديگر آنكه تأسيس كتابخانهء ملى را باعث شد و در واقع اول مؤسس آن كتابخانه ميرزا آقا گرديد آقا سيد نصر اللّه كه از سادات اخوى بود با نصرة السلطان و ملك المتكلمين و جمعى ديگر از دانشمندان را با خود متحد نمود و پول معتد به داد و هم جمع نمود تا صورة كتابخانه ملى را داير نمود اين كتابخانه محل اجتماع دانشمندان و وطن دوستان و تجددخواهان بود چنانچه در موقع خواهد آمد . علت ديگر علت مشتركه بود كه در واقعه مدير رشديه خواهد آمد ( پس از خرابى مجلس الى كنون كه وقت تنقيد و طبع اين تاريخ است پارهء امور از ميرزا آقا صادر شد كه موجب سوءظن ملت واقع شد و همه‌وقت يك عده جماعت با او طرف بودند كه در موقع خواهد آمد ) عجالة كه وقت رفتن اوست به طرف كلات مبغوض دولت و محبوب در نزد ملت است . سبب گرفتارى مدير رشديه ميرزا حسن آقا مدير رشديه از اشخاص باحرارت و درست‌كار در زمان امين الدوله صدر اعظم ايران پس از آنكه مدتى در تبريز در تأسيس مدارس و مكاتب زحمات كشيده بطهران آمد و تأسيس مدرسهء رشديه را نمود در واقع مؤسس مكاتب به وضع جديد اين شخص است در اوايل ورودش مقدسين و بعض از مردم او را مثل يكنفر كافر نجس العين ميدانستند چه كه الف و باء را تغيير داد فتحه را كه تا آنوقت زبر ميگفتند صداى بالا نام نهاد ضمّه را كه تا آنوقت پيش ميناميدند صداى وسط ميگفت كسره را كه تا آنوقت زير ميخواندند صداى پائين ميخواند و همچنين خط عمودى و خط افقى ياد اطفال داد و كذا در مكتب خانه‌ها كه در سرگذرها و بازارها پسران و دختران باهم مىنشستند چه ضرر داشت كه بايد در مدرسه بيايند ديگر آنكه چوب و فلكه در مدرسه نيست اطفال خودسر بار ميآيند شيخ سعدى