ناظم الاسلام كرمانى

337

تاريخ بيدارى ايرانيان ( فارسى )

و زينت ظاهرى ميدانند و همين‌كه راهى در بساط قرب سلطنت پيدا كردند ما بيچارگانرا بالاستحقاق اماء و عبيد خود دانسته مال و جان ما را بر خود مباح ميشمردند و ميبردند و اين نكته را نيز درك كرده‌اند كه اگر مجلس بزرگ مفتوح شود و اين امر بزرگ صورت گيرد و قوانين عدالت و دين نبوى در مملكت شايع گردد هرقدر بر ترقى ملت و آبادى مملكت افزوده شود از قدر و قيمت و شأن اين ديوسيرتان كاسته خواهد شد حتى الامكان در مقام ردع و منع هستند كه مضمون دستخط ملوكانه مجرى نشود و اين مجلس صورت خارجى بهم نرساند و نيز در خاطر مبارك شاهانه القاء شبهات مينمايند كه مشتى مردمان بىسر و پا بخيالات واهى افتاده اسمى از انارشيست شنيده ميخواهند تقليد از آنان بكنند بر ضد سلطنت و دولت اقدام نمايند و مقصودشان جز هرزگى و شرارت چيزى نيست چاره اين است كه بايد چند نفر از ملاها را پولى داد و بقيهء مفسدين را دستگير و تبعيد نمود تا سستى در استقلال سلطنت و استبداد ما دزدان ديوسيرت راه ننمايد ولى غافلند از اينكه اين ترهات از براى همان دور هم نشستن و خلوت كردن و صدق مطلب را پنهان داشتن و بعرض نرسانيدن و خاطر مبارك ملوكانه را از حقيقت امر آگاه نساختن خوب است بعد از اينكه گريهء اطفال رضيع كه از گرسنگى شير در پستان مادرها نمانده و نالهء يتيمان بىپدر كه از شدت جوع به آسمان رسيده و گريهء بيوه‌زنان كه كارشان از فقر و استيصال به اضطرار كشيده و نداى تكبير كه از دلهاى مردمان دين‌دار باغيرت ملت‌پرست شاه دوست بلند و صداى وا ملّتاه واديناه واوطناه از جگرهاى بريان پير و جوان وطنخواهان از قوى و ناتوان از چند كرور رعيت ايران برخيزد آنوقت چراغ كذب و دو روئيشان در پيش آفتاب صدق و حقيقت نور و فروغى نخواهد داشت جز ندامت حاصلى و غير از وخامت عاقبت سودى نخواهد ديد پشت دست بر دندان گزند و باقدامات سيّئهء خود تأسف خورند نمونهء روز محشر را عيان و عذاب الهى را كه صاحب شريعت مطهره بدست اهل بيت خود بر آنها نازل فرمود مشاهده نموده ( يا لَيْتَنِي كُنْتُ تُراباً ) گويند و راه چاره و خلاصى بجويند . خوب آقايان عظام اعليحضرت اقدس همايونى ارواحنا فداه كه خدايش عمر دهد و به حق عصمت و آل عصمت به زودى رفع نقاهت از وجود مسعودش نمايد الحق امروزه از براى يكمشت رعيت بيچاره پدريست مهربان كمال ميل و رغبت را به افتتاح مجلس عدل و داد دارند همه‌وقت اوامر مطاعه بر اجراء و امضاء دستخط مبارك شده و مىشود شما آقايان هم كه استدعا و مطلبتان از دربار همايون همين است و سلسلهء طلاب و ما بيچارگان و رعايا هم كه همين دادخواهى را داريم پس جهت تعويق و سبب تأخير چيست عينا همان حكايت عنب و ازم و انگور است كه تمام يك مقصود داريم و از يك مقصود و مقصد سخن ميرانيم پس يك زبان فهم ميخواهيم كه اين اختلاف اصطلاح را از ميان بردارد تا كارها آسان شده و مردم در راحت و امان باشند چه‌قدر پست فطرتى و دون‌همتى است كه بيست كرور نفوس كه اقلا امروزه يك كرور بيدار شده داراى هوش و تميز و چيزفهمى و نكته‌سنجى شده‌اند زبون و ذليل چند تن معدود قليل كه واقعا قابل اشاره حسيّه نبوده و نيستند و نخواهند بود ترس و واهمه از چيست با ميل « 1 » سلطان رأى شيخ عليخان درخور ملاحظه نيست درصورتيكه تمام طبقات مردم از رعيت و كاسب و عالم و طبقات نوكر

--> ( 1 ) اين عبارت از امثال سايره فارس است .