ناظم الاسلام كرمانى

329

تاريخ بيدارى ايرانيان ( فارسى )

در رفسنجان كه سه منزلى كرمانست چند روزى توقف نمود حاج ميرزا محمد رضا نه ديدن از فرمانفرما كرد و نه كسى را فرستاد و نه عريضه عرض كرد فلذا خاطر حاكم رنجيده و اين سلوك را منافى با سياست خود دانسته جنابان آقا يحيى و بحر العلوم را كه از مستقبلين و واردين بر حكومت بودند در خلوت طلبيد و گفت از طهران حكم شده است كه حاج ميرزا محمد رضا برود مشهد و ليكن من فردا على الظاهر شما را ميفرستم كه او را به طرف كرمان حركت دهيد ولى بدانيد كه تكليف او رفتن بمشهد است روز بعد در مجلس علنى گفت از شما دو نفر خواهش ميكنم كه جناب آقا را حركت داده و بياوريد بكرمان حضرات روانه جلال‌آباد كه در چند فرسخى بود شده جنابش را به طرف ارض اقدس و مشهد مقدس حركت دادند كه سابقا ذكر شد . اين ايام خبر بطهران رسيد كه اين‌طور در مادهء حاج ميرزا محمد رضا رفتار شده است آقاى طباطبائى پيغام داد براى عين الدوله كه شما قول داديد و شاه دستخط صادر فرمود كه حاج ميرزا محمد رضا را مجللا و محترما عودت بكرمان دهيد حالا برعكس رفتار كرديد عين الدوله جواب داد كه سفر زيارت را نميتوان مانع شد بخصوص كه بميل و ارادهء خودش رفته است بمشهد اين تلگراف فرمانفرما حاضر است كه واسطه و شفيع شده است كه ما اذن بدهيم مسافرت او را كه بر طبق نذريست كه كرده است مجددا از طرف آقايان پيغامات مؤكده برده شد پس از مقاوله و مكالمه صورت تلگرافى از طرف عين الدوله صادر گرديد كه قريب به اين مضمون بود . كه شاهزادهء فرمانفرما چند سوار روانه داريد جناب حاج ميرزا محمد رضا را مانع شوند از رفتن بخراسان و ايشانرا وارد كرمان نمائيد پس از دو سه روز ايشان مختارند در رفتن بارض اقدس و يا آمدن به طهران . آقاى طباطبائى كه اين تلگراف را ديد متغيّر شد و آن صورت را براى عين الدوله پس فرستاد كه اين تلگراف اگر مخابره شود باعث اضرار شخص عالمى مانند حاج ميرزا محمد رضا خواهد گرديد چه امروز ايشان نزديك به خاك خراسان مىباشد او را مجبور كردن بمعاودت بكرمان و پس از سه روز باز او را نفى بلد كنند كه برود بخراسان و يا بيايد بطهران البته موجب ضرر بلكه انعدام او خواهد گرديد باشد تا خداوند سببى بسازد . بارى حاج ميرزا محمد رضا با نهايت عزت و احترام كه از طرف ملت خراسان درباره‌اش به عمل آمد وارد ارض اقدس شده و از طرف علماء طهران بعلماء مشهد تلگراف توصيه مخابره شد و هم مكاتيب مخفيه بعنوان هريك از بزرگان نوشته شد . حاج شيخ محمد كرمانى كه متوقف در مشهد است و از اشخاص متدين و موثق است بنگارنده گفت در ورود حاج ميرزا محمد رضا به شهر مشهد هنگامهء غريبى برپا شد از طرق تا حرم مطهر با پاى پياده راه رفت چند دفعه عبا عوض كرد كه مردم لباس اين عالم را براى تبرك پاره‌پاره كرده و ميبردند حاج آصف الدوله كه حاكم خراسان بود پانصد تومان تقديم آقا كرد جنابش قبول نكرد و رد نمود از قرار مذكور فرمانفرما هم از كرمان برايش پول فرستاد قبول نكرد جنابش در مشهد