ناظم الاسلام كرمانى

297

تاريخ بيدارى ايرانيان ( فارسى )

جناب حاج ميرزا يحيى دولت‌آبادى دو مسئله را مدعى بود اول آنكه آقايان عازم بودند كه تومانى دهشاهى را مخصوص بطبقهء علماء و طلاب و سادات قرار بدهند من پيشنهاد كردم و گفتم كه اين خواهش را تعميم دهند . دوم آنكه بناى عدالتخانه در عداد مستدعيات نبود و چون سفير عثمانى گفت اگر استدعاى آقايان نوعيت داشته باشد من توسط در صلح ميكنم و الا اگر مستدعيات شخصيت داشته باشد من اقدام نخواهم نمود لذا من ملحق نمودم بنوشتهء آقايان تأسيس عدالتخانه را تا سفير قبول كرد ( رجوع به كتاب ايشان شود كه در شرح حالات و زندگانى خويش نوشته‌اند ) . حاج ميرزا يحيى دولت‌آبادى مؤيد فرمايش ايشان آنكه در شب آخر كه آقايان روز بعد را معاودت نمودند جناب آقا ميرزا محمد صادق طباطبائى بعموى خود جناب آقا سيد اسد اللّه مكتوبى نوشته و مژدهء وعده تأسيس عدالتخانه را داده بود و تا آنوقت اين لفظ رسما و علنا بر زبانها جارى نشده بود لكن نگارنده قبل از اين واقعه كرارا خدمت آقاى طباطبائى رسيده و اين مقصود خود را اظهار ميفرمودند حتى آنكه در آن شبى كه