ناظم الاسلام كرمانى
398
تاريخ بيدارى ايرانيان ( فارسى )
محمد حسين ميرزا ظهير السلطان بودند و فوق العاده در آسايش اين محبوس همراهى كردند چه آنزمان اهل علم را مراعات ميكردند و اعمال آقا شيخ يحيى هم شاهد بر مظلوميت او بود . در اين اثناء آقا شيخ يحيى مريض شد اين دو نفر اصيل مسلمان كمال مراعات و مواظبت را از او داشتند از هر حيث راحت و آسوده بود و براى استخلاص او هم زحمت كشيدند ولى بالجاجت امين السلطان مفيد واقع نشد از قراريكه فخر الاطباء برادر لقمان الممالك براى آقا شيخ يحيى نقل كرده بود و بعض شواهد صدق هم داشت امين السلطان تلگراف كرد كه اين شيخ را در چاه افكنند چاه هم تهيه شد ولى امامقلى ميرزا حكم را اجراء نكرد و بهانه نمود كه اردبيل جزء آذربايجانست بايد حكم از طرف وليعهد صادر شود نه از طهران . علماء طهران و اردبيل و كاشان هرچه بامين السلطان در باب استخلاص شيخ گفتند و نوشتند مفيد نيفتاد تا امين السلطان از صدارت ايران معزول و عين الدوله بجايش منصوب گرديد در اين بين طلاب را كه در مقدمهء تاريخ ذكر شد مغلولا باردبيل فرستادند و در آنجا مغلول و پاهايشان در خليلى بود آقا شيخ يحيى بواسطهء آزادى مختصرى كه داشت به آنها سركشى ميكرد و همه روزه از مال خود يا از رفقاى موقتى كه در آنمدت تحصيل كرده بود و اكثر آنها از علماء بودند به آنها مخارج ميرسانيد بالاخره در ( 15 ) رمضان تلگراف آزادى از طرف عين الدوله مخابره شد در اين هنگام از قلعه خارج شده منزل نايب عباد اللّه مسكن گرفته در اينمدت رسالهء در حجيّت قطع نوشته بجناب ميرزا على اكبر مجتهد ارائه داده و شرح حالش را گفته آقاى مجتهد زياده متألم شد تا موقع حركت نهايت همراهى را از او نموده اعانهء نقدى بعنوان خرج حركت برايش فرستاد . نهم شوال 1321 از راه آستارا برشت آمده مرحوم امين الدوله مسبوق شد مبلغى وجه برايش فرستاد و عماد السلطانرا فرمود كه باتفاق خود شيخ را بطهران رساند و او را راحت سازد . بارى پس از مراجعت از اردبيل حرارتش زياده گرديد و كار خود را منحصر به نوشتن مقالات سياسى داشته دو سال براى حبل المتين كلكته مقالات و اخبار نوشته و فرستاد كه از نمره ( 31 ) سال يازده شروع شده تا اواسط سال سيزده ممتد مىشود از آن جمله مقالهء اصلاحات جديده و ملاحظهء حال شرق و غرب و ملاحظات تجارتى راجع براهآهن و غيره و غيره يكسالهم مدرسهء رشديه را اداره كرد بالاخره ميل به وطن اصلى نموده به طرف كاشان حركت نمود و يك سال تقريبا در كاشان اقامت نمود و يكباب مدرسه بنام مدرسهء علميه در آنجا دائر نمود در به دو مشروطيت بطهران آمده و دبيرى جريدهء حبل المتين يوميه را برعهده گرفته از شمارهء اول تا نمرهء ( 220 ) يا بيشتر نوشته آنگاه تحرير جريدهء مجلس را متقبل شده از نمره هجده از سال دوم تا نمرهء ( 154 ) كه تعطيل شد تحرير مينمود در موقع استبداد صغير به قدر مقدور در سفارت عثمانى و مجلس سرى بعض خدمات نموده بعد از اعادهء مشروطيت روزنامهء مجلس را در غياب مدير اداره نمود پس از نايل شدن آقا ميرزا محمد صادق بوكالت مجلس آقا شيخ يحيى مديرى روزنامه را بعهدهء خود گرفته تاكنون كه زمان طبع اين تاريخ است با نهايت راستى