ناظم الاسلام كرمانى

396

تاريخ بيدارى ايرانيان ( فارسى )

سال 1316 هجرى بعزم سياحت و تكميل علوم عقليه وارد طهران شده در سال 1317 در مدرسهء افتتاحيه بتعليم علوم عربى و فارسى به طرز جديد مشغول بود در آنجا از اختلال و خرابى انجمن معارف اطلاعى حاصل نموده مدرسه را ترك و مقالهء بعنوان مقالهء مخصوص بادارهء حبل المتين كلكته نوشته و در آن مقاله بعلاوهء تغلبهاى انجمن معارف را آشكار كردن از امين السلطان هم بد نوشته بود از جهت استقراض و غيره وقتى كه روزنامهء حبل المتين در طهران انتشار يافت اشخاصى كه مطلع شدند بر اينكه نويسندهء آن مقاله بطور بيغرضى و اطلاع معلومات خود را روى كاغذ آورده است او را دعوت كردند بانجمن سرّى و اجزاء آن انجمن آقا ميرزا سيد حسن برادر مؤيد الاسلام و مرحوم آقا ميرزا محمد عليخان پسر مؤتمن لشكر و اعتضاد السلطان رئيس فوج خلج و مثمر الملك و جمعى ديگر بودند مسلك انجمن قلع و قمع امين السلطان و كشف خيالات انجمن معارف بود و اصلاحات معارف به اين جهت او را بمدرسهء رشديهء و انجمن سرى جلب نمودند . در انجمن سرى مشغول نوشتن مقالات و فرستادن بادارهء حبل المتين بود مقالهء چند در اعمال امين السلطان و رسالهء مفصلى در تاريخ پلتيكى امين السلطان نيز نوشته و اين مقالات در حبل المتين كلكته درج و نشر شده و تدريجا بمدير روزنامهء پرورش سرايت نمود اين مقالات باعث شد كه امين السلطان عموم جرايد فارسى را كه در خارج طهران طبع ميشد غدغن و منع از ورود بايران كرد و هرچه اين انجمن سعى در آزادى جرايد كرد مفيد نيفتاد تا آنكه قرار دادند كه امتياز روزنامه گرفته در طهران شروع به كار كنند دستخط مظفر الدين شاه بتوسط ميرزا نصر اللّه خان مشير الدوله صادر و امين السلطان آن را ضبط و منع كرد ناچار مطالب خود را در كتابيكه براى اطفال رشديه بايد نوشت نوشتند و در زير هزار پرده بعضى بيانات ميكردند در بين طبع اعتماد السلطنه وزير مطبوعات كتابرا گرفته مانع از طبع آن شد و اين مطلب را بامين السلطان راپرت داد كه يك مجمعى بر ضد او در مدرسهء رشديه تشكيل شده امين السلطان چند نفر را در خفيه بر آنها گماشت كه راپورت اعمال آنها را به او بدهند خفيه‌نويسها اطراف آنانرا احاطه كرده بمحض آنكه يك كلمه در اثناء درس بشاگردان حالى ميكردند فورا راپورت آن را مىدادند امين السلطان به اين مجمع كه هنوز اجزايش را نمىشناخت دشمن شده با مدرسهء رشديه هم بواسطهء مؤسس آن‌كه امين الدوله بود و براى آنكه در بيدارى اهالى ساعى بود بد شد و سخت در صدد اين مجمع و انجمن برآمد اين هيئت هم موقع را مناسب ديدند كه مسئلهء استقراض را عنوان كرده در بيدارى ملت كوشش كنند و بواسطهء منع جرايد و نطق ناچار از نوشتن لوايح و اوراق ژلاتينى شدند و اوراق زياد كه همه بدون فحش مشتمل بر حقايق تاريخى و پلتيكى بود نشر دادند مظفر الدين شاه كه ساده‌لوح و خيلى زود حرف در او اثر ميكرد نيز پادشاه وقت بود امين السلطان هم دشمن دربارى زياد داشت اين اوراق ژلاتينى را بشاه عرضه ميكردند در يكى از آن اوراق يك مقالهء پلتيكى و يك غزل مندرج بود مقاله مبتنى بود بر بيان علت ترجيح دادن امين السلطان روس را بر انگليس و قرض كردن از روس و غزل از اثر طبع فخر الواعظين كاشانى بود و چند بيتش اين است :