ناظم الاسلام كرمانى

388

تاريخ بيدارى ايرانيان ( فارسى )

كه در يد قدرت آقايان است اين است كه همه باهم متفق شده پرگرام يا فهرست مرتبى براى تحصيل و درسهاى مدارس بنويسند و مدت و دورهء تحصيل را هم معين كنند همين دو فقره را منظم كرده لوازمش را فراهم نمائيد . . . . . و در آن فهرست براى هر مدرسه يك دوره از علوم عصر جديد را مجبورى قرار بدهند دوازده سال نميگذرد كه دو طبقه شاگردهاى فارغ التحصيل از اين مدارس بيرون خواهد آمد آنوقت مملكت ايران به قدر كفايت آدم عالم خواهد داشت كه بتواند اين حرفهائى كه امروز ميزنند و ابدا ثمر و فايده ندارد از روى علم و بصيرت بموقع اجراء بگذارند . بخداى متعال خون از دلم جارى مىشود وقتى كه فكر ميكنم اين همه استعداد حاضر و وسايل موجود اين‌طور عاطل مانده و ضايع مىشود اگرچه اين ترتيب براى مدارس مليه بسيار كار سهل آسانى است ( يعنى در صورت ميل و اتفاق علماء ) ولى بقدرى مهم و بزرك است كه مؤسسين آن و اسم بزرگوارشان را با هزار سلام و صلوة ذكر كنند . گوهر يگانه اين خيال مقدس را من بنده بحضور مبارك تقديم كردم و بعقيدهء خودم در عالم انسانيت و اسلاميت داراى اجر جميل خواهم بود حالا البته شرح و بسط و موشكافيها و ترتيب مفصل اين كار بزرك بسته بمذاكرات و مجالس عديده است چون اين بنده اسباب ژلاتين و محرر و ميرزا ندارم و ضعف باصره‌ام نيز مانع از تحرير زياد است استدعا ميكنم سواد اين عريضهء بنده را از لحاظ اقدس انور ساير آقايان بزرگوار هم كه با حضرتعالى در اين افكار عاليه متفق هستند برسانيد - زياده سلامتى و عزت و اقبال وجود مبارك حضرتعالى و همهء آقايان عظام را طالبم . صاحب اين خيال مقدس را كه الحق بكنز مخفى ميتوان تعبير كرد اگر دوست داشتيد كه بشناسيد ( يعنى اگر اين خيال مطبوع طبع مبارك شد ) بعد از آنكه آقايان همه در اجراى آن متفق شدند سراغش را در مدرسهء عبد اللّه خان از جناب مستطاب علّام فهّام آقاى شريعتمدار سلمه اللّه تعالى بگيريد او حاضر است كه يك كتابچه براى ترتيبات اين كار بحضور مبارك تقديم نمايد كه اجراى آن در كمال سهولت از قوه به عمل آيد ( بندهء دولتخواه وطن‌پرست ملت‌دوست . . . . كم نامست ) . عين الدوله را از اين خيال چند چيز در خاطر بود اول آنكه آقاى طباطبائى را واقعا از اين خيال منصرف دارد ثانى آنكه از انصراف آقاى طباطبائى ساير آقايان را عموما و آقاى بهبهانى را خصوصا همراه و يا معدوم نمايد ثالث آنكه از اشتغال ذهن و توجه آقايان بمدارس و اوقاف اوقات آنان را مصروف اين شغل دارد . بارى عجب است از ناصر الملك كه با اينكه در لايحهء خود مينويسد مدارس ملى چنين و چنانست در مدت رياست و نايب السلطنه‌گى خود نميتواند يك مدرسهء سپهسالار را كه بعهدهء شخص اوست و تكليف شرعى و عرفى و سلطنتى او تنظيم آن است منظم و مرتب دارد و لا اقل در مدرسهء به اين بزرگى كه نزديك مجلس و پارلماست و هرروز در منظر و مراى داخله و خارجه است ده نفر طلبهء صحيح و طالب علم و محصل واقعى برقرار دارد با اين عدم استطاعت چه‌گونه ميتوان چشم اصلاح از سايرين داشت لعل اللّه يحدث بعد ذلك امرا .