سيد صادق سجادى
87
تاريخ برمكيان ( فارسى )
يارانشان صرف مىكردند يا صلات گرانى كه به شاعران و دانشمندان و ستايشگران خويش مىدادند و خليفه و حرم و ياران او را بدان اموال دسترسى نبود . آوردهاند كه وقتى يحيى در زندان بود ، هارون خوددارى او را از پرداخت مالى كه زبيده همسر خليفه درخواست كرده بود به يادش آورد در حالى كه همان وقت ، بيش از يك ميليون درهم ميان كارگزاران خويش تقسيم كرده بود « 1 » . بنا به رواياتى يحيى بر خود هارون نيز در پرداخت پول سخت مىگرفت و با او درين باره مناقشه مىكرد « 2 » . به گزارش مسعودى وقتى هارون خواست كنيزكى بخرد و از وزير پول خواست ، يحيى نخست خوددارى كرد و سپس نيز كارى كرد كه وى را از آن رأى باز آورد ؛ و آنگاه كه خليفه خواست به شاعرى صله دهد ، يحيى آن شاعر را چندان سر دوانيد كه قصّه به هارون نوشت و خليفه از آن پس به بررسى درآمدهاى دولت و دقّت در كار برمكيان پرداخت « 3 » . ثروت هنگفتى كه جعفر براى بناى كاخ باشكوهى در شماسيهء بغداد صرف كرد نمونهاى است از بزرگى جويى و حشمتطلبى برمكيان كه بسيارى از دشمنان برامكه و شخص خليفه آن را به رقابت و همچشمى با دربار خلافت تعبير مىكردند و گويا اين احساس هارون از چشم اطرافيان نيز پنهان نماند . چه گفتهاند جعفر به پيشنهاد مونس بن عمران يار ديرين خويش كه اين احساس را دريافته بود هارون را خبر داد كه آن كاخ را براى مأمون مىسازد و اين خبر هارون را بس شادمان گردانيد « 4 » . گفتهاند ابو نواس دربارهء همين كاخ و برمكيان ابياتى سرود كه به فال بد تعبير گرديد : أربع البلى انّ الخشوع لبادى * عليك و انّى لم اخنك ودادى سلام على الدّنيا اذا ما فقدتم * بنى برمك من رائحين و غادى « 5 » به روايت ديگر وقتى ابراهيم بن مهدى عباسى به سبب هزينهء هنگفت اين كاخ بر آيندهء جعفر بيمناك شد و آن را بر زبان آورد ، وزيرزادهء برمكى گفت امير المؤمنين به بسيار كسان عطاها و مالها داده و آن كسان كفران نعمت كرده و همه را پنهان كردهاند ، در حالى كه من آن نعمتها كه ازو يافتهام به گونهاى خرج مىكنم كه الطاف و نعمتهاى خليفه
--> ( 1 ) . جهشيارى ، ص 243 . ( 2 ) . همو ، 250 . ( 3 ) . مسعودى ، مروج ، 4 / 233 ؛ طبرى ، 9 / 126 - 127 . ( 4 ) . ابن اثير ، الكامل ، 6 / 176 ؛ ياقوت ، بلدان ، 1 / 806 . ( 5 ) . كانپورى ، ص 239 .