سيد صادق سجادى

78

تاريخ برمكيان ( فارسى )

چندان بمانم كه از من راضى گردى « 1 » . يك روايت ابن خلكان بر آن است كه هارون با همهء برمكيان توقيف شده روى به رقّه نهاد و در آنجا يحيى را آزاد گذاشت كه در رقّه بماند يا به هر جا كه خواهد برود . يحيى ترجيح داد كه با فرزندانش بماند . پس او را با فضل به زندان انداختند و گاه بر ايشان سهل مىگرفتند و گاه سخت « 2 » . جهشيارى اين نكته اخير را تأييد كرده و متذكّر شده كه وضع يحيى و فضل در زندان تابع فعاليّت دشمنان برامكه و نفوذ آنان در هارون بود « 3 » . روزگارى چنان بر ايشان سهل گرفتند كه دل به آزادى بستند « 4 » ، و زمانى چنان سخت گرفتند كه اميد از حيات ببريدند . چنان كه گفته‌اند وقتى هارون با عبد الملك بن صالح به دشمنى برخاست ، به يحيى پيغام داد كه اگر تصديق كند كه عبد الملك طمع در خلافت بسته بوده و بدان كار مىكوشيده ، او را آزاد مىكند و به وزارت بازش مىگرداند . يحيى نپذيرفت و جواب سخت داد و هارون هم به آزارش كوشيد و تهديدش كرد . حتى فضل را از او جدا گردانيد و چنين نماياند كه وى را به قتل رسانده است ؛ امّا يحيى استوارى نشان داد « 5 » . بنابر روايتى پس از قتل جعفر ، هارون كوشيد به فضل بقبولاند كه جعفر با برادرش بدان سبب كه از يك مادر نبودند دشمنى مىكرد و خليفه را بر ضد او برمىانگيخت . امّا فضل قبول نكرد و قتل جعفر را شنيع خواند « 6 » . زندان فضل و يحيى در الرافقه يعنى رقّه كهن در كنار رقّه جديد بود « 7 » . اتليدى طى گزارشى منحصر و تأييد نشده آورده كه هارون پس از قتل جعفر به تن خويش به خانه‌هاى برامكه رفت و همه را گرفت و اموالشان را مصادره كرد و در يك روز هزار تن از برامكه و اطرافيان ايشان را بكشت و بازماندگان آنها در شهرهاى مختلف پراكنده شدند « 8 » . جز آن اموالى كه هنگام بازداشت برمكيان از ايشان مصادره شد بعدا نيز فضل را شكنجه كردند تا بقيهء اموال را نشان دهد « 9 » .

--> ( 1 ) . الوزراء ، 244 - 245 ؛ قس : روايت شگفت‌آور عوفى ، 5 ( 1 ) 127 - 128 . ( 2 ) . وفيات ، 4 / 32 - 33 . ( 3 ) . الوزراء ، ص 245 . ( 4 ) . همانجا ؛ ابن المعتز ، طبقات ، 256 به بعد . ( 5 ) . طبرى ، 8 / 305 - 306 ؛ نيز نك اخبار برمكيان ، برنى ، 118 الف . ( 6 ) . اخبار برمكيان ، همان ، 115 الف . ( 7 ) . ابن خلكان ، 6 / 227 . ( 8 ) . اعلام الناس ، ص 92 ؛ قس : تاريخ آل برمك ، مجموعه شفر ، 50 - 51 . ( 9 ) . مسعودى ، مروج ، 3 / 384 ؛ ابن خلكان ، 4 / 33 ؛ بيهقى ، المحاسن ، 527 .