سيد صادق سجادى

59

تاريخ برمكيان ( فارسى )

نيز يحيى را گرفته پس از آنكه او را سخت تهديد كرد و كافرش خواند به حبس افكند و خواست او را از ميان بردارد . يحيى با صبر و هوشيارى خاصى دليل مخالفت خود را گوشزد كرد و متذكر شد كه با اين كار ، هيبت و اهميت بيعت از ميان مىرود و ممكن است خلافت از خاندان عباسى بيرون شود . و زان پس پيشنهاد كرد كه هارون فعلا وليعهد بماند و جعفر پس از او وليعهد گردد و شايد در آينده بتوانند هارون را به كناره‌گيرى راضى كنند . هادى از اين رأى خشنود شد و درايت و كفايت يحيى را ستود « 1 » . با اين همه دشمنان هارون و يحيى از پاى ننشستند و به تخليط برخاستند تا هادى چنان عرصه را بر هارون تنگ كرد كه وى به توصيهء يحيى ، چهل روز در قصر بنى مقاتل مأوى گرفت و به نزد خليفه نيامد . « 2 » گفته‌اند وقتى يحيى در زندان بود ، خليفه قصد قتل او كرد . چون يك شب به سراغ او در زندان رفتند ، يحيى گمان برد كه به قتل او آمده‌اند ، امّا خيزران مادر هارون بود كه يحيى را از مرگ هادى خبر مىداد . در بعضى روايات ديگر از حبس مجدد يحيى سخن به ميان نيامده است . تنها آورده‌اند در همان ايّام كه هارون عزلت گزيده بود ، خليفه بيمار شد و طرفداران ولايتعهدى جعفر از بيم آنكه مگر هادى بميرد و هارون به خلافت نشيند ، عزم قتل يحيى كردند گرچه از اين كار بيمناك بودند . در اين ميان بيمارى خليفه شدت گرفت و خيزران مادر هادى و هارون كه طرفدار خلافت هارون بود و براى او كار مىكرد ، يحيى را گفت تا آماده باشد . يحيى از سوى هارون نامه‌ها به عاملان و حاكمان شهرها نوشت و پيشاپيش آنها را از مرگ هادى و خلافت هارون آگاه كرد و همه را بر مناصب خود ابقا گردانيد . امّا آن نامه‌ها را نگاه داشت و چون خليفه درگذشت بىدرنگ آنها را ارسال كرد . « 3 » طبرى تهيه و ارسال اين نامه‌ها را پس از مرگ هادى و در منزل فضل بن يحيى دانسته و آورده كه پس از آن يحيى بر بالين هارون رفت و او را بيدار كرد و خلافتش را تهنيت گفت . « 4 » ابن اثير روايت ديگرى نيز ذكر كرده حاكى از آنكه مقارن مرگ هادى ، يحيى در زندان بود و هرثمة بن اعين ، هارون را به خلافت

--> ( 1 ) . همان جايها ؛ نيز نگاه كنيد به ابن اثير ، الكامل ، 6 / 96 - 97 ؛ جهشيارى ، ص 170 ؛ هندوشاه 143 - 144 . ( 2 ) . ابن اثير ، الكامل ، 6 / 98 . ( 3 ) . يعقوبى ، تاريخ ، 3 / 138 ؛ ابن اثير ، الكامل ، 6 / 98 - 99 . ( 4 ) . تاريخ ، طبرى ، 8 / 23 ؛ نيز نگاه كنيد به جهشيارى ، 175 .