سيد صادق سجادى
41
تاريخ برمكيان ( فارسى )
متصدى ضبط و ادارهء اوقاف آن معابد بودهاند « 1 » . اين كه مسعودى برمك را « معاون النوبهار » خوانده « 2 » ، ظاهرا منصب ادارى او را تأييد مىكند . در واقع نيز تعداد اندكى از روايات كهن از منصب روحانى برمك ياد كردهاند « 3 » و غالبا برامكه را متولى ( سادن ) و ناظر عالى نوبهار « 4 » ، يا خاندانى از ملوك الطوائف آن مناطق خواندهاند كه بلخ تختگاهشان بوده است « 5 » . عبارت طبرى كه آورده « و كان برمك على نوبهار » « 6 » ، نشان نمىدهد كه مراد او منصب روحانى برمك بوده است بلكه ممكن است مقصود ولايت و حكومت بوده باشد . در حالى كه همه متفقاند برمكيان از اشراف و بلكه شريفترين و بلندپايهترين مردم بلخ بودهاند « 7 » . روايات و گزارشهايى كه بر جنبهء ايرانيت برمكيان تكيه كرده و نوبهار را آتشكده دانستهاند در اين زمينه گوياترند . دستهاى از اين گزارشها نسب برمكيان بلخ را به برمك بن فيروز وزير شيرويه پسر خسرو پرويز ساسانى مىرسانند « 8 » . نيز آوردهاند كه پدران برمكيان از عصر اردشير بابكان همه وزير و وزيرزاده بودند و كتابها در شيوهء ملكدارى و وزارت و سيرت فرمانروايان تأليف كردند « 9 » . ابن خلكان ، كه مطابق روايتى خود را از اعقاب برمكيان مىدانست ، بىآنكه سلسله نسب ميانى را ذكر كند ، نسب اين خاندان را از خالد بن برمك به « جاماس بن يشتاسف » رسانده است « 10 » . اين پيشينه و نسب ، وقتى با اوضاع سياسى و اجتماعى ايران در آغاز اسلام و مواضع امويان نسبت به اقوام غير عرب و عقب ماندن ايرانيان از مسند قدرت در قرن اول هجرى ، و زان پس سيطرهء برمكيان و شيوهء ملكدارى و آداب و رسوم ايرانى بر دستگاه خلافت مقايسه گردد ، دلايل علاقهء ايرانيان به تأكيد بر اتصال نسب برمكيان به ساسانيان و پيشوايان برجستهء دينى و سياسى ايران آشكارتر مىگردد . از همين رهگذر
--> ( 1 ) . فوشه ، ص 10 ؛ حبيبى ، حواشى فضايل بلخ ، 423 . ( 2 ) . مروج الذهب ، 2 / 137 . ( 3 ) . مثلا : مسعودى ، همان ، 2 / 229 . ( 4 ) . مثلا ابن فقيه ، ص 323 ؛ كرمانى در اخبار برامكه ، ص 4 . ( 5 ) . كرمانى ، همانجا ؛ ياقوت ، معجم البلدان ، 4 / 818 . ( 6 ) . طبرى ، 6 / 425 . ( 7 ) . ابن فقيه ، ص 323 ؛ ياقوت ، همان ، 4 / 817 . ( 8 ) . بلعمى ، ص 1185 ؛ مجمل التواريخ ، 96 . ( 9 ) . تاريخ برامكه ، ( چاپ قريب ) ، ص 3 . ( 10 ) . وفيات الاعيان ، 1 / 328 .