سيد صادق سجادى

438

تاريخ برمكيان ( فارسى )

بيرون آمد كه خدايا جعفر برمكى را توفيق ده تا مرا بكشد يا مرا زودتر برو قادر گردان تا سر از تن او جدا كنم كه من از غيرت در غصّهء او نزديك است كه هلاك شوم . اين تكلّم با خويش مىكرد و به گوش مىرسيد . ظاهر و باطن من در لرزه شد و با خويش گفتم كه اگر امير المؤمنين بداند كه من اين سخن شنيده‌ام مرا زنده نگذارد « 1 » . ناگاه هارون الرشيد سر از لحاف برآورد و مرا گفت كه آنچه من با خويش مىگفتم تو مىشنيدى . گفتم نمىشنيدم . امير المؤمنين گفت كه هيچكس به جز از تو نزديك من امروز نيست و مجمر عود به دست تست . يقين است كه تو همه را شنيده‌اى . اگر جانت به كار مىآيد اين راز پنهان دارى و الّا گردنت بزنم . من گفتم زندگانى امير المؤمنين دراز باد من اين همه كلمات شنيده بودم . با اين همه مبالغهء خليفه روى زمين منكر شده پيش ديگرى چگونه خواهم گفت ؟ خليفه را اين سخن خوش آمد . و چون بعد يك چند جعفر برمكى را بكشت و يحيى پدر او را با دو پسر ، محمد و فضل ، حبس كرد و خانمان ايشان به تاراج داد و آن مصيبت به اهل بغداد رسيد ، خواص و عوام بغداد از وقوع اين قضيه پريشان و آزرده‌دل شدند و هر روز اندوه ايشان زياده مىشد و تعزيت آشكارا و پنهان مىداشتند ، و خليفه در برانداختن و ايذاى ايشان سعى بيشتر مىكرد و بدان فعل ناپسنديده كه ازو صادر شده بود ، همه جهان انكار مىنمودند ؛ تا كار به جايى رسيد كه هر كه از اهل بغداد نام ايشان به نيكى بر زبان مىراند او را منع مىنمودند و تعذيب مىكردند و به شدّت تمام خلق را از ذكر مآثر ايشان باز مىداشتند و تكليف درين معامله بندگان حق را عظيم دشوار مىنمود . ازين جهت خليفه را دشمن مىگرفتند و شاعرانى كه پروردهء انعام و اكرام ايشان بودند ، در تعزيت آل برمك اشعار گفتند . از جمله ابو نواس مرثيه گفت و ذكر عباسهء امير المؤمنين كه در آن باب بىگناه بود در آن شعر آورده . چون آن شعر در نظر امير المؤمنين درآمد ، غضب او يكى به هزار گشت و ابو نواس از ترس آن متوارى شد . و چون همه متوطنان بغداد ممنون انعام و اكرام آل برمك بودند ، اگرچه در حالت حيات هارون الرشيد تعزيت ايشان نتوانستند داشت ، امّا بعد از مرگ او به تازگى تعزيت ايشان داشتند و مراثى ايشان گفتند و تا جهان خواهد بود از مآثر ايشان خواهند گفت و از نيكى و سخاوت ايشان ياد خواهند كرد . و اللّه اعلم بالصّواب و اليه المرجع و المآب .

--> ( 1 ) . در متن : بگذارد ، تصحيح از ك ، اساس .