سيد صادق سجادى
431
تاريخ برمكيان ( فارسى )
حكايت [ 27 ] يعقوب بن موسى هاشمى ، كه از اقرباى نزديك هارون الّرشيد بود و در آن درگاه اعتبارى و عزّتى تمام داشت ، روايت مىكند كه مدتى كه تمامى ملك خراسان برامكه داشتند ، ايشان با بندگان به رفق و مدارا عمل مىنمودند و خلايق در كنف عدل ايشان آسوده و مرّفه الاحوال مىبودند و حق بيت المال به خزانه مىآمد و مرسومات ولايتدارى ايشان مىستدند و از لطف و رأفت و شفقت ايشان بر خلق ، درهاى خير مفتوح بود و ابواب شرّ و فتنه مسدود گشته و رعايا و براياى همه آن ممالك متسلّى و مطمئن بودند . عالم آسودگى و قرار گرفته بود تا امير المؤمنين را اتّفاق افتاد تا خراسان و متعلّقات او را از برامكه بكشيد . على بن عيسى ماهان كه در قرب درگاه دولت ايشان حسد بردى ، چون والى « 1 » خراسان شد و چند سال آنجا تمّكن يافت ، خلق را در تعذيب و تشديد كشيد و ملكهاى مردم بگرفت و مالداران را مصادره كرد . ازين سبب چندان مال حاصل كرد كه در حساب نيايد . و چون خبر تعدّى و ظلم او به يحيى و پسران او مىآمد ، ايشان از آن سببى كه مبادا خليفه حمل بر غرض نمايد ، دم نمىزدند . تا بعد از چند سال على عيسى ماهان اموال فراوان به بغداد آورد و از خليفه التماس كرد تا آنچه آورده است در محضر عام بگذراند تا همه اهل بغداد را كفايت و كاردانى و هواخواهى او محقّق شود و خليفه و خلق را معلوم شود كه محصولات خراسان چه مقدار بوده كه من به تمامى پيشكش درگاه خلافت آوردهام . امير المؤمنين فرمان داد تا ميدانى وسيع راست كردند و انواع رياحين و گلهاى رنگارنگ در آن ميدان ريختند و در صدر ميدان طاقى كه محل نشست خليفه بود بياراستند و به نقشهاى گوناگون منقّش و مذهّب گردانيدند . و على عيسى ماهان را فرمان شد تا هرچه آورده است در آن ميدان درآورد و به ترتيب باز دارد و بعد از آنكه ساخته و ترتيب شد امير المؤمنين درآيد و در طاق بر تخت خلافت بنشيند و بار دهد . على عيسى ماهان نيز فرمود تا در يمين و يسار « 2 » آن طاق صفّهها « 3 » فراز كردند . در يك طرف دينار زر و پركالهاى زر صامت و اوانى طلا انبار كردند و در طرف ديگر درمهاى نقره و پركالهاى نقره توده زدند ، چنان كه هريك از آن انبارها و تودهها
--> ( 1 ) . متن خوانده نشد . تصحيح از ك . ( 2 ) . متن : و در راستار و ميان . تصحيح از ك . ( 3 ) . در متن : لطفها . ك خوانده نشد . تصحيح قياسى است .