سيد صادق سجادى
366
تاريخ برمكيان ( فارسى )
همسايگان او را دل به هم برآيد امّا دلهاى ايشان به كلى از او متنفّر شده بود « 1 » . در جمله مؤلف عربى ابو محمد عبد اللّه « 2 » بن محمد الآبرى « 3 » بوده است و بنده ضياء برنى به عبارت خويش عربى را ترجمه كرد « 4 » . اميد آنكه چون خردمندان و صاحبطبعان « 5 » در عربى « 6 » و فارسى اين بيچاره نظر اندازند ، تحسين و آفرين اين مسكين و انصاف اين ضعيف را بدهند و البته به دعاى خير مدد فرمايند . و اللّه اعلم بالصّواب و اليه المرجع و المآب « 7 » . فقد تمّت تمام [ اخبار ] برمكيان تأليف ضياء برنى . به تاريخ هفدهم ماه ذى قعدهء سنهء 1266 هجرى صورت اختتام يافت .
--> ( 1 ) . ك به جاى « هركس . . . شده بود » دارد : و اين ابيات بر او نوشته ديدم . هركس كه بشنود او را و همسايگان او را دل كباب شود و دلهاى ايشان به كلى از دنيا و مهمّات دنيا فسرده گردد . در نسخهء ل پس از اين آمده است : و صالح الزمان مآلى برمك صحيفهء خرد الصحية على الاوقات نوشت ( كذا ) ! ( 2 ) . ك : عبيد اللّه . ( 3 ) . ك : الاثرى . ( 4 ) . ك : خوشاصل عربى را در ترجمه آورد . ( 5 ) . ك : صاحب درايتان . ( 6 ) . ك : در عربى مؤلفان قديم . ل يك كلمه ناخواناست . ( 7 ) . ك به جاى « تحسين . . . المآب » : تا تحسينهاى وافر ازين بيچاره دريغ ندارند و انصاف دهند و اين بيچارهء بىبضاعت را به دعاى خير ياد كنند و اللّه المستعان . نقل است كه هارون الرّشيد بعد از مطالعه اين رقعه بسيار بترسيد و گريه و زارى مىكرد تا ايام حيات بر آن رقعه مىنگريست و زارزار مىگريست و تا مردن هميشه خايف بود . ترجمه ابياتى كه بر آن رقعه نوشته بودند اين است كه مدعى به محكمه عدل رفت و مدعا عليه بر اثر مىرود . قاضى حاكمى است كه مطلقا مداهنه جايز نمىدارد . وَ سَيَعْلَمُ الَّذِينَ ظَلَمُوا .