سيد صادق سجادى

312

تاريخ برمكيان ( فارسى )

فرود آمد و پاى او را بوسه داد و در گريه شد و بايستاد و شعرى كه در مرثيهء جعفر گفته بود « 1 » به آواز بلند خواند و خلق بسيار از براى شنيدن مرثيه گرد آمدند . او جعفر را در آن شعر ستوده بود . يحيى مىگريست و خلق نوحه مىكردند « 2 » و مىگريستند . اين عبد العزيز را جعفر نيابت ولايت داده بود و در حق او انواع شفقت‌ها و لطف‌ها كرده بود و او در مبارزت و شجاعت و سوارى و نيزه‌دارى « 3 » بىنظير جملهء عرب بود . و چون در لشكر خليفه بيامد « 4 » و مصيبت جعفر آشكارا بداشت ، هارون را به تمامى از آنچه گفته بود و كرده بود اخبار كردند « 5 » . پيش از آن به كرات و مرات هارون منادى فرموده بود كه مرثيهء جعفر كسى نگويد « 6 » و مصيبت او ندارند و آل برمك را به نيكى ياد نكنند و اگر كسى اين جرأت كند « 7 » او را سياست كنند و خانمان او را به غارت برند . هارون عبد العزيز را پيش طلبيد و خواست تا ايذا كند . مصلحت نديد كه مبادا همهء عرب بشورند . بالضرورة به ملايمت پيش‌آمد و او را گفت تو مگر نشنيده‌اى كه من منادى فرموده‌ام كه كسى جعفر را مرثيه نگويد « 8 » و برمكيان را به نيكى ياد نكند ؟ عبد العزير گفت كه امير المؤمنين از آن بزرگتر است كه بر جزع كردن بر آل برمك و مرثيه گفتن در فوت و تعزيت مانع شود ، خاصه در تعزيت « 9 » بزرگى چون جعفر كه در هفت اقليم وزيرى چون او در همهء فضايل سرآمد و بهتر از او « 10 » نشان نداده‌اند . و حقيقت آنكه رسم شاكران نعمت است كه مكرم و منعم خود را مدح كنند و مرثيه گويند ، و اين معنى بر امير المؤمنين از همه بهتر معلوم است « 11 » و من در آنچه از اكرام و الطافى كه از جعفر ديده‌ام « 12 » ، اگر خود را به مصيبت او نكشم تقصير كرده باشم . اميدوارم كه امير المؤمنين مرا در حق‌گزارى جعفر ملامت نفرمايد و سخت زود باشد كه در كشتن جعفر امير المؤمنين پشيمان شود « 13 » . اين كلمات بگفت و زارزار بگريست .

--> ( 1 ) . ك : و شعرى مطول گفته . ( 2 ) . ك : نعره‌ها مىزدند . ( 3 ) . ل : نيزه‌گزارى . ( 4 ) . ل : بود . ( 5 ) . ك : خبر شد . ( 6 ) . ك : و محامد او نخوانند . ( 7 ) . ك : اگر كسى ازين فرمان بگذرد . ( 8 ) . ك : + و مصيبت او ندارند . ( 9 ) . ك : - تعزيت . ( 10 ) . ك به جاى « چون . . . او » دارد : به فضايل او . ( 11 ) . ك به جاى « و اين . . . است » دارد : بهتر از خليفه ديگرى نداند . ( 12 ) . ك : و من در همه ابواب كرمها از جعفر ديده‌ام . ( 13 ) . ك : و سخت رو نباشد و از كشتن جعفر متندم شود .