سيد صادق سجادى

307

تاريخ برمكيان ( فارسى )

چيز . شكر و منّت مر ترا بدين نعمت و بدين شادى كه آل برمك را بدين سان ديدم . فضل چون اين سخن از آن ناجوانمرد بشنيد و شادى او بديد ، آزرده گشت و در گريه شد « 1 » و خليل هشيم كه از معتبران شهر بود در پس يحيى و فضل مىرفت . چون فضل را از گفتار آن نامرد « 2 » در گريه ديد ، پيش دويد و گفت كه اى بزرگ و بزرگ‌زاده چرا از گفتار اين نابكار در اندوه شدى . فضل او را گفت كه اى برادر پيش آر او را و از او استفسار كن كه ترا از من يا پدر من يا « 3 » برادر من چه زحمت و رنج رسيده است كه چندين ناسزا در چنين حالت مىگويى و بر ما شماتت مىكنى « 4 » و از برافتادن ما خدا را شكر مىگويى . اگر بگويد كه چه ضرر رسيده است ، از براى خدا او را از ما خشنود كن و هرچه خواهد از زر و سيم « 5 » او را بدهى تا از ما راضى گردد . خليل بن هشيم مىگويد كه من بازگشتم و آن بدبخت را گفتم كه ترا از برمكيان چه رنج رسيده است كه چندين ناسزا در چنين وقت بر روى فضل گفتى ، با من بگو تا ترا راضى كنم و آنچه را تو ستده‌اند به تو رسانم كه مرا فضل از براى آنكه از تو بحلى خواهم پيش تو فرستاده است . آن بىادب جواب داد كه مرا از برمكيان هيچ وقتى جفا و رنجى نرسيده است ، اما از كسى شنيده بودم كه ايشان زنديقان و ملحدان‌اند و من اين كلمات از روى تقويت اسلام گفتم « 6 » . خليل هشيم او را گفت اى بدبخت بدروز چرا چنين درست‌اعتقاد و پاكيزه‌روزگار را اين تهمت روا مىدارى « 7 » . اى بدبخت ، خيرات و حسنات كه ايشان كرده‌اند در جهان كسى ياد ندارد و اين همه به اميدوارى رحمت پروردگار كرده‌اند و اگر ايشان گروه مسلمان « 8 » نبودندى و ملحد بودندى ، نعوذ باللّه چندين اوقاف « 9 » بر علما و مشايخ و سادات چگونه كردندى و اگر بديشان بلايى رسيد چه شد ؟ انبيا و اوليا را هم بلا رسيده است . در جمله خليل هشيم

--> ( 1 ) . ك : در غايت تافته شد و گريه كرد . ( 2 ) . ك : آن ناسزا گفت و گو ( كذا ) . ( 3 ) . ل : - پدر من يا . ( 4 ) . ك به جاى « كه . . . مىكنى » دارد : كه در چنين حالت با ما جفا كردى و بد مىگويى . ( 5 ) . ك : و هرچه امروز از زر و سيم و جامه رسد همه . ( 6 ) . ك : از روى همّت اسلام بر وى گفتم . ( 7 ) . ك به جاى « اى . . . مىدارى » دارد : اى بدبخت حرامزاده اين كلمات پنهان است كه بر خيال مسلمانان كه اسلام را ايشان مروّج‌اند اسناد مىگويى و كدام حرامزاده اين سخن بر ايشان تافته است . ( 8 ) . ك : مسلمانان . ل : مسلمان و سنى . ( 9 ) . ل : اوقات .