سيد صادق سجادى
299
تاريخ برمكيان ( فارسى )
دهند تا آن را از ميان برآورم . يحيى گفت شنيدهام كه همسايگان كه گرد بر گرد اين منزلاند بيشترى ضعيف و فقيرند و در خانهء بزرگان دايما انبوهى باشد و اسبان و استران « 1 » و شتران درمىآيند و مىروند . ايشان را البته از هجوم ضرر رسد و خانههاى ايشان پامال شود و ايشان به مراد درآمدن و بيرون رفتن نتوانند « 2 » . پس اى فرزند بر تو باد كه همسايگان را از خرد و بزرگ و وضيع و شريف تذكره كنى و من كل الوجوه بار نفقه و كسوب « 3 » ايشان بردارى . مؤونت « 4 » ايشان بر خود گيرى و خانههاى ايشان را به اندازهء ايشان نو « 5 » بسازى و دايم « 6 » مرتب كنى « 7 » تا خانهء ترا خانه توان گفت . و اگر نعوذ باللّه « 8 » اندك آزارى به همسايه برسد خانهء تو هيچ كار نيايد ، نه در دنيا و نه در آخرت . ديگر بدان اى پسر كه ارباب همّت خانه براى عيش و آسايش و راحت خود بنا نكنند « 9 » ، بلكه در آن بندگان خدا شريك باشند . پس بايد كه خانهء تو دايم در آن ضيافت باشد « 10 » و هيچ گاهى از مهمانان و حاجتمندان « 11 » خالى نبود تا از خانهء خود برخوردارى يا بى . اين مواعظه بگفت « 12 » و بازگشت . العلم عند اللّه لا يعلم الغيب الّا هو « 13 » . حكايت در ايذاى مسرور خادم برمكى را « 14 »
--> ( 1 ) . ل : اشتران . ( 2 ) . اين عبارت درك چنين است : گرد بر گرد بيشتر و مردمان در خانه بزرگان و فرماندهندگان بسيار در آيند و دايما انبوهى باشد و اسپان و شتران و استران درآيند و روند و اسباب از هر جنس و اطراف و اكناف برسد . همسايگان و نزديكان خانه را البته از هجوم مردم آزار رسد و خانههاى ايشان ماليده شود و ايشان را آمدن و رفتن ميسّر نشود . ( 3 ) . ك : كسوت . ( 4 ) . ل : معونت . ك : مهمانى . تصحيح قياسى است . ( 5 ) . ل : تو . ( 6 ) . ل : - داتم . ( 7 ) . ل : سازى . ( 8 ) . ك : نعوذ باللّه منها . ( 9 ) . ك : بنا كنند نه آنكه تنها خصم عيش آسايش گيرد ( كذا ) . ( 10 ) . ك : خانه تو دايم الضيافة باشد . ( 11 ) . ك : مهمانى و حاجتخواهى . ( 12 ) . ك : اين پند و موعظت بگفت . ( 13 ) . ك : و اللّه اعلم بالصّواب . ( 14 ) . ك پس از اين دارد : و بيان بعضى خصوصيات .