سيد صادق سجادى
296
تاريخ برمكيان ( فارسى )
آمده بود . ازو پرسيدم كه چگونه مىبينى خانهء مرا در بغداد « 1 » و غير بغداد ، مثل اين خانه در لطافت عمارت ديدهاى ؟ مرا گفت درين خانه يك عيب هست . من گفتم چه عيب ؟ گفت صورتهاى « 2 » بسيار نكردهاند . من او را گفتم كه من برين خانه بيست بار هزار هزار دينار خرج كردهام . اين عيب از چه جهت پيدا كردهاى « 3 » ؟ ابراهيم گفت من جعفر را گفتم كه منصور دشمن خاندان شماست . اين سخن از زبان شما كشيده « 4 » است كه شايد پيش امير المؤمنين از سر حسد برساند و بگويد كه شخصى كه در عمارت خانه چندين اموال خرج كند ، ديگر نقود و جواهر و اموال صامت و ناطق او را بدين قياس مىتوان كرد . ابراهيم مهدى مىگويد كه چون جعفر اين سخن از من بشنيد ، بخنديد و گفت كسى كه مال جمع كند و دل در ذخيره نهد ، اينچنين خانهء پادشاهانه « 5 » عمارت نكند . اين عمارت بدان كردهام تا همه جهانيان را معلوم شود كه چون حق جلّ و علا ما را مال وافر روزى كرد بنابر مضمون « شكر نعمة اظهاره « 6 » » ، اينچنين قصرى ساختم تا شكر نعم او بجا آورده باشم « 7 » . و مرا گفت اى بزرگوار تو مىدانى كه آنچه ما را كرامت شده است در هواى نفس خود خرج نكردهايم « 8 » و آنچه توانستهايم ايثار كردهايم و در حق بندگان خدا تقصيرى نكردهايم . و چون امير المؤمنين آنچه در حق ما خواسته است به امضا رساند و آن رد نشود « 9 » و از انتقام او جهان را وداع كنيم ، هر آينه امير المؤمنين در مال « 10 » و ضياع و عقار ما طمع كند و دشمنان و حاسدان ما در كار شوند « 11 » ، بعد از آن « 12 » روشن گردد كه تا چه مقدار مالى داشتهايم و ذخاير ما چه بوده « 13 » .
--> ( 1 ) . ك : جانبى بغداد . ( 2 ) . ك : تصّور . ( 3 ) . ك : تو اين خانه را عيب مىگويى ؟ ( 4 ) . ك : شنيده . ( 5 ) . ك : خانهء شگرف . ( 6 ) . ك به جاى « شكر . . . اظهاره » دارد : و من نعمت حق كردهام . ( 7 ) . ك : - تا . . . باشم . ( 8 ) . ك : تو ميدانى كه مال ما در تجمّل خرج شده است يا در هواى نفس و طبيعت خرج كردهايم . ( 9 ) . ك : و آنچه خواست خليفه است آن نشود . ( 10 ) . ل : - مال . ( 11 ) . ل : درگاه باعث شوند . ( 12 ) . ك : ترا در آن ايّام . ( 13 ) . ك : كه من و پدر من و برادران چه مقدار مال داشتيم و از خانههاى ما چندان مال بيرون مىآيد .