سيد صادق سجادى
290
تاريخ برمكيان ( فارسى )
چيزى از غضب و غيرت او فرو نشيند و ما را « 1 » در عذاب هايل نيندازد « 2 » . و عادت چنان بودى كه چون يحيى با پسران سخن گفتى همه پسران ساكت بودندى تا فضل جواب دادى . و درين حكايت نيز كه پرسيد ، فضل جواب داد كه زندگانى مخدوم دراز باد . بر رأى شما روشن است كه شما پيوسته ما را وصيّت مىفرمودهايد كه مال نگاه نداريد و بدان « 3 » نام حاصل كنيد و كردار پسنديده ذخيره سازيد و هيچ درمانده و حيران « 4 » را فرو نگذاريد ، تا توانيد خلق را دستگيرى كنيد « 5 » . و اين زمان مىفرمائيد كه اموال و اسبابى كه داريد گرد كرده بياريد « 6 » . بر رأى پدر مقرّر باد كه ذخيرهء ما « 7 » خشنودى خداست در آن جهان ، و آنچه درين جهان ما را به كار آيد رضا و خشنودى وزير است كه خداى تعالى به ما ارزانى داشته است ؛ و اگر اندك و بسيار از تجمّل و غير آنكه بر ما مانده است آن را تذكره كنيم و وزير بر هارون فرستد مزاج ، او بيشتر متغيّر گردد كه او از مال ما و جان « 8 » ما دست شسته است . چه او را از ما طمعها بسيارست « 9 » . چون در تذكره چيزى بيند « 10 » غصّه و غضب او زياده شود و اگر مىخواسته باشد كه ما را چند روز « 11 » زنده دارد ، آن هم نگذارد « 12 » . و ما كشتن و بستن خود را معاينه كردهايم كه اگر درين حادثه « 13 » كه رسيده لطفى در خاطر گذراند بيش ازين نيست « 14 » كه بر پيرى تو ببخشايد و ترا زنده رها كند و الّا از ما يكى را زنده رها نخواهد كرد و نام و نشان ما را برخواهد انداخت . ما دل از زندگانى برداشتهايم و دست از جان شستهايم و قضا را گردن نهاديم . « الحكم حكمه و القضاء قضاء » .
--> ( 1 ) . ك : مرا . ( 2 ) . ك پس ازين دارد : كه مزاج او مىدانم تا چه حد منتقم و كينهجوست و رسم و عادت او چنان بود . ( 3 ) . ك : - بدان . ( 4 ) . ك : حيران مانده . ( 5 ) . ك : خلق را دوست گيريد . ( 6 ) . ك : مىفرمائيد كه مالها و اسبابها تذكره كنيد . ( 7 ) . ك : - ما . ( 8 ) . ك : كه او در مال و جان . ( 9 ) . ك پس ازين دارد : كه چون ما را بكشد يا به زندان كند تا چه مالها او را به دست آيد . ( 10 ) . ك : چون در تذكره اينك بيند چند روزى اگر خواهد . ( 11 ) . ك : - غصّه . . . روز . ( 12 ) . ك پس ازين دارد : و بر رأى پدر عرضه داريم . ( 13 ) . ك : كه هارون در دل گرفته است . ( 14 ) . ل : - نيست .