سيد صادق سجادى
264
تاريخ برمكيان ( فارسى )
را با آن فضل برابر كند . ايشان را كشتن باشد « 1 » كه اينچنين كسى را با آنچنان كريمان كه سخاوت مر ايشان را ختم است مساوات جويند . اين « 2 » سخن به فضل ربيع رسيد . گفت كه در اين شبهه نيست كه محمد ابراهيم گفته است . امّا او را از سبب رضاى « 3 » خليفه ذكر خير « 4 » ايشان نبايد كرد . اين سخن به محمد ابراهيم رسيد . گفت درين سخن كه او گفته است مرا به زيان باز مىآورد و به جهت اخلاق و سخاوت لاف برابرى با برامكه مىزند . او « 5 » برابر نباشد . و اللّه اعلم بالصّواب . حكايت جوانى كه او را در كرم و انعام برمكيان شك بود و باور نداشت چنين گويد ابو محمد عبد اللّه بن لابرى ، مؤلف « 6 » اول اين كتاب ، كه روزى در مجلس علما و عقلا حاضر بودم . جوانى از اهل فضل و ليكن بس معجب و خودبين در آن مجلس حاضر بود كه من دو سه « 7 » حكايت ازين ترجمه پيش ايشان فرو خواندم . آن جوان فضول روى سوى حاضران مجلس كرد و گفت كه اين حكايتها كه درين ترجمه آمده « 8 » است شما را باور مىافتد ؟ يكى از آنها « 9 » گفت حكايت كرم ايشان از آن مشهورتر است كه انكارى در باطن كسى فراهم « 10 » شود و نمىدانم كه تو چرا بر سبيل انكار از من مىپرسى ، مگر از اوصاف كرم و سخاوت جبلى نصيبى ندارى ؟ مرا اين حكايتها باور مىافتد كه اگر زيادت ازين از ايشان حكايت كنند هم باور افتد و روا باشد ؛ كه ايشان مردمان بزرگ بودهاند و مال خراسان و آذربيجان « 11 » و بيشترى از عراق به دست ايشان افتاده و خلق را « 12 » وفور مرحمت بيشترى ايشان « 13 » مسلّم داشته بودند . و آن بزرگان چون بالطبع كريم بودند همه در
--> ( 1 ) . اساس : - ايشان . . . باشد . ( 2 ) . ك : اينچنين . ( 3 ) . ك : نارضايى . ( 4 ) . ك : - خير . ( 5 ) . اساس : او را . ( 6 ) . اساس : كه مؤلف . ( 7 ) . ك : دو . ( 8 ) . اساس : شده . ( 9 ) . اساس ، ك : جوانمرد . ( 10 ) . ك : مزاحم . ( 11 ) . ك : آذربايجان . ( 12 ) . اساس : - را . ( 13 ) . اساس ، ك : ايشان را .