سيد صادق سجادى
254
تاريخ برمكيان ( فارسى )
گفتى و چپ و راست تركيب محافظت نمودى كه هيچ عالمى را مجال نبودى كه در تقرير اولم و لا نسلّم گويد . خداى تعالى او را به انواع هنر و كمال دانش و فنون علم آراسته بود و جمالى داشت ، هر كه او را ديدى شيفتهء روى او شدى و از رأى همچو اوئى اين را گفتهاند شعر : و ليس من اللّه مستعجب * ان يجمع العالم من واجد « 9 » اگر مكارم « 10 » اخلاق و سخاوت و كرم را ذكر كنند ، سردفتر كريمان ، آل برمك را خوانند . و اللّه بالصّواب . حكايت در تغيّر مزاج هارون الرّشيد از جعفر برمكى و در خلوت با نديمان در ميان آورد اين راز چنين گويد احمد بن محمد و اصل ، كه از مقرّبان درگاه هارون الّرشيد بود كه روزى در خلوت پيش هارون الرّشيد ايستاده بودم و جز من پيش او ديگرى نبود . در آن محل عطريات سوخته بودند و آن موضع را بوستانى ساخته بودند و هارون الّرشيد سر در لحاف كرده بودى تا مگر غنودنى بكند كه جعفر برمكى با روى چون ماه درآمد . حكايتى كه داشت با خليفه گفت و جواب آن را گرفته بازگشت . در آن ايّام حديث عباسه و مواصلتى كه در ميان او و جعفر شده بود ميان خلق فاش شده و زبيده با جوامع همّت « 11 » خويش در كار جعفر كمر سعى در ميان بسته . چون هارون الرّشيد سر در لحاف كرد ناگاه سخنى « 12 » از زبان او بيرون آمد كه خدايا جعفر برمكى را توفيق ده تا مرا بكشد و يا مرا قادر گردان كه سر او از تن جدا كنم كه من از غيرت و غصّهء او نزديك شد كه هلاك شوم . اين تكلم [ كه ] با خويش مىكرد در سمع من افتاد . ظاهر و باطن من در لرزه شد و با
--> ( 9 ) . اين بيت كه قبلا بدان اشاره شد ، از ابو نواس است و مصراع اول چنين است : ( 10 ) . اساس : هرگاه اكرام مكارم . ( 11 ) . اساس : - همّت . ( 12 ) . ك : - ناگاه سخنى .