سيد صادق سجادى
246
تاريخ برمكيان ( فارسى )
گفتى و حسدى به روزگار دولت ايشان كردى . چون والى خراسان [ شد ] « 1 » چند سال آنجا متمكن گشته و خلق آنجا را در تعذيب و تشديد كشيد و ملكهاى موروثى مردم را به زور بكشيد و هركس از اهالى و اكابر خراسان كه جمعيّتى داشت به زور و ظلم از ايشان بگرفت و چندان مال به ظلم حاصل كرد كه در حساب نيايد . خبر تعدّى و ظلم « 2 » او روز به روز به برمكى و پسران او مىآمد و ايشان از سبب آنكه صارف مصروف بودند دم نمىزدند « 3 » . تا بعد چند سال ، على عيسى ماهان با آن اموال و جواهر و نفائس و اسپان و شتران و غلامان و كنيزكان در بغداد درآمد و از خليفه بار عام التماس كرد ، تا آنچه آورده است در محضر عام بگذراند ، تا همهء بغداد را كفايت و كاردانى و اخلاص و هواخواهى او محقّق شود ؛ و خليفه و خلق را معلوم شود كه محصولات خراسان چندين است و چندين بوده كه برمكيان تقصير كردهاند ؛ همه عطايا و ايثار كه مىكردهاند ازين محصول بوده كه من به تمامى پيش درگاه خليفه آوردهام . خليفه فرمان داد تا ميدانى بس وسيع راست كردند و انواع رياحين و گلدستهها و بنفشههاى رنگارنگ « 4 » بدارند . ميدانى مهيّا كردند و در صدر ميدان طاقى بياراستند به زركارى و لونهاى گوناگون ، منقّش و مذهّب گردانيدند . على عيسى ماهان را فرمان شد كه هرچه آورده به ميدان درآورد و ساخته و مرتّب در نظر خليفه آورد . خليفه در ميدان آمد و در طاق زرنگار بر بالاى تخت بنشست و بار عام داد . على عيسى ماهان گفت تا در يمين و يسار نطعهاى « 5 » بسيار فراز كردند . يك طرف دينار زر و زرّينه و پركالهاى نفيس و اوانى زر ايثار « 6 » كرد ؛ و طرف ديگر درمهاى نقره و ظروف نقره توده زد و از پس آن نافههاى مشك انبار كرد ؛ و از طرف ديگر عطريات بر بالاى هم ريختند ، چنان كه از هر كدام انبارى شده بود مقدار كوهى ؛ و پس از تودههاى زر و نقره و عطريات ، چهار هزار غلام ترك استاده كرده « 7 » بود ، هريك را قباى ديبا درپوشانيده [ بر ] « 8 » كمر شمشيرهاى مرصع حمايل كرده و دستارهاى قصب مصرى بر سر نهاده صف كشيده بودند ؛ و هم
--> ( 1 ) . هيچيك از نسخهها ندارند . ( 2 ) . ك : - ظلم . ( 3 ) . اساس : نمىبردهاند . ( 4 ) . اساس : بنفشهها و رنگارنگ . ( 5 ) . ك ، ل خوانده نشد . ( 6 ) . اساس : انبار . ( 7 ) . اساس : - كرده . ( 8 ) . هيچ نسخههاى ندارد .