سيد صادق سجادى
171
تاريخ برمكيان ( فارسى )
و اللّه اعلم بالصّواب . ذكر بيمارى يحيى برمكى بن خالد بن برمك « 1 » و آوردن طبيب فارس و معالجه نمودن و صحت يافتن يحيى برمك رحمه اللّه « 2 » چنين گويد ابو القاسم غسان محمّد طايفى كه من از پدر خود شنيدهام و پدرم از فّرخ مولاى « 3 » جعفر يحيى خالد برمكى شنيد كه وقتى « 4 » يحيى خالد برمكى را درد شكم زحمت مىداد و بيشترى از اطبا از تداوى « 5 » آن عاجز گشتند و رنجورى امتداد گرفت ، پسران يحيى هريك « 6 » عالم و هنرور « 7 » جهان مردمى « 8 » بودند ، به غايت غمناك و دردناك شدند . از بعضى بزرگان شنيدند كه در ولايت فارس طبيبى ترساست و در علم طب حذاقت تمام دارد . در حال به والى فارس پروانه نوشتند كه آن طبيب ترسا را مستعد كنند و خرجى بدهند و اسباب خانهء او مهيّا گردانند و بر سبيل تعجيل در بغداد بفرستند . والى فارس چون از پروانهء وزير « 9 » اطلاع يافت ، در حال استعداد اسباب « 10 » طبيب ترسا نموده نفقهء اهل و عيال بديشان رسانيد و يك هزار طلا خرج راه داده ، به زودى طبيب را در بغداد به خدمت يحيى خالد برمكى روان كرد . و چون طبيب ترسا به درگاه خلافت رسيد ، وزير او را تعظيم « 11 » بسيار فرمود و انواع اكرام در حق او ارزانى داشت و نديمان را « 12 » فرمان داد تا روز ديگر هريك دليل « 13 » خود در شيشه كنند و بياورند . مسخرهاى بود ميان نديمان كه پيوسته حكايت جماع گفتى و حاضران مجلس را چنان نمودى كه او را درين كار غلوى « 14 » تمام است ، تا به حدى كه يحيى برمك او را كنيزكى « 15 » صاحبجمال بخشيده بود و او
--> ( 1 ) . ك : جعفر برمك . ( 2 ) . جاى اين عنوان در اساس خالى است . ( 3 ) . ك : موالى . ( 4 ) . ك : - « يحيى . . . وقتى » . ( 5 ) . اساس : تدارك . ( 6 ) . اساس : برمك . ( 7 ) . اساس : هر دو . ( 8 ) . اساس : - مردمى . ( 9 ) . اساس : - وزير . ( 10 ) . اساس ، ك : - اسباب . ( 11 ) . ك : + و تبجيل . ( 12 ) . اساس : و يحيى نديمان را . ( 13 ) . ك : بول . ( 14 ) . اساس : خلوت . ( 15 ) . اساس ، ك : كنيزك .