سيد صادق سجادى

156

تاريخ برمكيان ( فارسى )

بزرگى پادشاه ، درجهء بزرگى خود در خاطر بگذرانند « 1 » . چون محامد و مأثر خود بيشتر از پادشاه طلبيدند از غيرت خليفه برافتادند . پادشاهان را در مطالع و مآثر ايشان انديشه بايد فرمود كه اگر بيخ « 2 » نيكى و نيكنامى ، خاصه مشهور « 3 » و معروفى كه مآثر او در زبانها جارى و به دلها منتقش « 4 » بود ، براندازند ، از دست ايشان برنيفتد « 5 » ؛ و اگر اين‌چنين كسان را براندازند هدف طعن و لعن بندگان خدا شوند ؛ اگرچه بعد از قلع و قمع « 6 » پشيمان شوند آن پشيمانى سود ندارد . چنانچه هارون الرشيد بعد از قلع برمكيان نادم و پشيمان شد و تأسفها خورد و در غيبت ايشان از جهاندارى خود آب خوش نخورد امّا هيچ سودى نداشت . و چون « 7 » بنده ضياء برنى در نوشتن احوال آل برمك منافع بسيار ديده از عربى به فارسى ترجمه كرد ، اگرچه پيش از او هم ترجمه كرده بودند . آن ترجمه و اين ترجمه چون به نطر منصفان « 8 » بگذرد حد هر يكى معلوم شود ، ان شاء اللّه تعالى . خاصه كه ديباچه اين ترجمه به خطاب همايون سلطان السّلاطين ، ظل اللّه فى العالمين ، سلطان فيروز شاه ، خلّد اللّه ملكه و سلطانه و على العالمين بّره و احسانه ، زيب و زينت يافته كه عالم و عالميان را چون روز روشن است كه ذات همايون خدايگانى ، « 9 » يگانهء « 10 » عالم كرم و سخاوت است و آنچه خواص و عوام ممالك هندوستان را پادشاه جهان‌بخش « 11 » بخشش فرمودند ، نه چشمى ديده و نه گوشى شنيده . چه ابتدائيه « 12 » و چه مقرّر داشت سلاطين ماضيه كه حكم اندراس « 13 » گرفته بودند ، از قصبات و ده‌ها و زمين‌ها و ادرارات و انعامات و وظايف و مواجب و صدقات و مبرّات ، چندان ارزانى داشت كه از سپر فلك بگذشت و جن و انس را حيرانى بار آورد و احتياج مردمان از اهالى مملكت خويش برگرفت و از فقر و فاقه و بيچارگى عالمى را برهانيد و بىنياز و مستغنى گردانيد . و اگر جهانيان به محامد و مآثر

--> ( 1 ) . ك : بگذرانيد . ( 2 ) . اساس ، ك : كه هيچ . ( 3 ) . ك : مشهودى . ( 4 ) . ك : منقّش . ( 5 ) . اساس : « از . . . نيفتد » . ( 6 ) . ك : - قمع . ( 7 ) . اساس ، ك : - چون . ( 8 ) . اساس : مصنّفان . ( 9 ) . اساس : خدايگان . ( 10 ) . ك : - يگانه . ( 11 ) . اساس : نان ( كذا ) ! . ( 12 ) . اساس : ابتدا . ل : ابتدايى . نامفهوم است . ( 13 ) . ك : آئين سابق .