سيد صادق سجادى

115

تاريخ برمكيان ( فارسى )

ابو مالك حضرى و محمد بن هذيل و ابراهيم نظّام و ديگران درين باب سخن راندند « 1 » . در همين زمان مترجمانى چون سلّام و ابرش به تشويق يحيى به ترجمهء بعضى كتابهاى فلسفى همچون سماع طبيعى ارسطو برخاستند « 2 » . از يك گزارش ابن ابى اصيبعه نيز برمىآيد كه يحيى مردى عالم به علم منطق و مناظره و كلام بوده و يك بار نيز هارون در به دو ورود بختيشوع به دربار ، از يحيى خواسته كه با او در كلام مباحثه كند « 3 » . بدينگونه برمكيان در برخى از دانشهاى شناخته شدهء روزگار دست داشتند و به حمايت و تشويق دانشمندان و مترجمان مىپرداختند و دور نيست اگر گفته شود كه در كنار نهضت ترجمه ، نخستين تأليفات در زمينه‌هاى مختلف علوم نيز در همين دوره آغاز شد . چنان كه گفته‌اند ابو على يحيى بن غالب الخياط كتاب المنثور را در نجوم ، قاضى ابو يوسف كتاب الجوامع را در فقه مشتمل بر چهل مبحث ، علان شعوبى كتاب الميدان فى المثالب را در قبايح و ذمائم عرب و امام مالك بن انس رساله‌اى در مواعظ ، همه براى يحيى برمكى « 4 » ؛ و جابر بن حيان كتابهاى اسطقس الاسّ الثانى ، كتاب الكمال ، كتاب اعراض الصنعه ؛ ابو محمد يحيى بن مبارك كتاب النوادر را همه براى جعفر بن يحيى نگاشتند « 5 » . علاقهء يحيى به مباحث عقلى ، و خردگرايى او چنان بود كه گفته‌اند وقتى عتابى معتزلى مورد خشم هارون واقع شد و به يمن گريخت ، يحيى سخنان و آراء او را بر هارون خواند و خليفه را واداشت تا او را به بغداد بخواند و استمالت كند و امين و مأمون را با سخنان او آشنا گرداند « 6 » . اين چيزها و آنچه كه مأمون در خانهء برمكيان و تحت تربيت و سرپرستى ايشان فرا مىگرفت ، در ايجاد محيط علمى پرشكوهى كه بعدا در عصر خلافت او پديد آمد بىگمان بيشترين تأثير را داشت .

--> ( 1 ) . مروج ، 3 / 370 - 372 . ( 2 ) . ابن النديم ، 304 . ( 3 ) . عيون الانباء ، ص 126 . ( 4 ) . همو ، 56 ، 335 ، 257 . نيز نك : مدير شانه‌چى ، 34 - 35 . ( 5 ) . همو ، 420 . ( 6 ) . جهشيارى ، 233 .