سيد صادق سجادى
104
تاريخ برمكيان ( فارسى )
زادگان ايرانىنژاد ، و عباسيان را يگانه فرمانرواى مطلق قلمروى وسيع ، بلكه پيشواى روحانى مسلمانان و جانشين پيامبر ( ص ) اسلام ، و دولت آنان را دولت عربى - اسلامى مىدانستند . اينان ايرانيگرايى برمكيان را به معناى مخالفت با اسلام و كوشش براى محو آداب و احكام اسلامى تلقّى كرده و اين را از جمله زشتيها و كژيهاى آنان به شمار آوردهاند كه ساختار ادارى و سياسى ، و آداب و رسوم اجتماعى ايرانى را بر دستگاه خلافت و بلكه طبقات مردم چيره گردانيده و شعوبيگرايى و قومگرايى ايرانيان را دامن زده و آنانرا بر عرب برترى بخشيدهاند . دوم آن ديدگاه كه همراه با نفى قومگرايى افراطى و شعوبيگرايى برمكيان ، نكات و نتايج مثبت ايرانيگرايى ايشان را در اتخاذ شيوههاى كارآمد ادارى و مالى و سياسى مبتنى بر تجارب ديرين ايرانيان در ملكدارى ، و ايجاد نظم و انسجام بىسابقه در كار دولت و ديوانسالارى ديدهاند ، و آنان را بزرگترين عاملى كه دولت عباسى را به قدرت و شكوه در سياست داخلى و خارجى نايل گردانيد ، و برجستهترين خاندان ديوانسالار همهء دوران خلافت دانستهاند . سوم كسانى كه به اين پديده صرفا از ديدگاه رقابتهاى سياسى و گاه كينورزيهاى شخصى و خاندانى نگريسته و از احساسات گروه اول نيز استفاده كرده و اندك اقبال برمكيان و ايرانيان را نسبت به يكديگر هم مخالفت با خلافت قلمداد كرده و از آن به مثابه ابزارى براى بيمناك گردانيدن و تحريك خلفا بر ضد برمكيان استفاده مىكردند . چنان كه على بن عيسى دشمنى با برمكيان را بدانجا كشانيد كه موسى بن يحيى برمكى را به سبب توجه و دوستى خراسانيان نسبت به او ، متهم كرد كه مىكوشد بر ضد هارون در خراسان شورشى بر پا كند و خليفه نيز او را گرفته به حبس افكند « 1 » . در حالى كه مىدانيم ارتباط برمكيان و خراسانيان از همان روزگارى كه خالد بن برمك در سپاه عباسيان كار مىكرد و خراج مردم آن ولايت را تقسيط كرد و مردم از او منّتها داشتند « 2 » ، بسيار حسنه بوده است . دربارهء مقام فضل بن يحيى نزد خراسانيان نيز پيشتر سخن رانديم . در فارس هم وقتى يحيى به نيابت از خالد عامل آنجا شد ، به مردم نيكيها كرد و خالد نيز خود ، آنان را از سخاوت و كرم خويش بهرهمند گردانيد « 3 » . از آن گذشته برمكيان نه تنها
--> ( 1 ) . طبرى ، 8 / 292 - 293 . ( 2 ) . جهشيارى ، 87 . ( 3 ) . همو ، 151 .