سيد صادق سجادى
89
تاريخ برمكيان ( فارسى )
خشم او را فرا مىگرفت « 1 » . به علاوه دشمنان وزير نيز به اين خشم و نارضايتى دامن مىزدند و به كنايه و اشاره از ضعف خليفه در برابر سطوت برمكيان سخن مىراندند . از جمله شاعرى ناشناخته همين مضمون را در ابياتى به خليفه نوشت و او را بر ضد وزير برانگيخت : قل لامين اللّه فى ارضه * و من اليه الحلّ و العقد هذا ابن يحيى قد غدا مالكا * مثلك ما بينكما حدّ امرك مردود الى امره * و امره ليس له ردّ و قد بنى الدّار التى ما بنى ال * فرس لها مثلا و لا الهند و الدّر و الياقوت حصبأوها * و تربها العنبر و النّد و نحن نخشى انه وارث * ملكك ان غيّبك اللّحد و لن يباهى العبد اربابه * الّا اذا ما بطر العبد « 2 » « به امانتدار سرزمين خدا بگو چه كسى رشتهء كارها را در دست دارد ؟ پسر يحيى چونان تو به گونهاى مالك الرقاب ملك گرديده كه ميان تو و او مرزى نيست . كار تو به دست اوست ولى فرمان او بىچون و چراست . كاخى برآورده كه ملوك ايران و هند نيز چون آن برنياوردهاند . سنگريزههاى خانهاش از درّ و ياقوت ، و خاكش از عنبر و شبنم است . بيم داريم آنگاه كه تو در خاك فرو شوى وارث قلمرو تو گردند ؛ تنها آن بندهاى به سرور خويش مباهات مىكند كه نعمتهاى او را ناشكر نباشد » . از جمله مشهورترين و خطرناكترين رقيبان و دشمنان برمكيان كه او را عامل اصلى يا يكى از عوامل اصلى زوال آنان برشمردهاند ، فضل بن ربيع است كه پس از برمكيان به منصب وزارت دست يافت . جز او از چند تن ديگر يعنى جعفر بن محمد الاشعث ، على بن عيسى يزدانيرود ، و منصور بن زياد ياد كردهاند كه يحيى برمكى نسبت به آنها محبّت و احسان بسيار روا داشته بود و هر سه تن نيز به او بديها كردند و آزارها رساندند « 3 » . فضل بن ربيع از همان هنگام كه به دستگاه هارون راه يافت به دشمنى برخاست و همواره
--> ( 1 ) . ابن طقطقى ، 208 ، اتليدى ، همانجا ؛ رازى 43 - 44 . قس : اتليدى 88 كه از حشمت جعفر و حسد و خشم هارون نيز داستانى آورده است . ( 2 ) . ابن خلكان ، 1 / 335 - 336 ؛ جاحظ ، التاج ، 66 . ( 3 ) . جهشيارى ، 165 .