خورشاه بن قباد الحسينى
62
تاريخ ايلچى نظام شاه ( فارسى )
فرستاد . آن حضرت در زمان ايالت زينل خان به هرات رسيد . بالجمله ، چون حضرت شاه دين پناه بعد از توجّه سلطان خليل از موضع كالپوش نهضت فرمود و كوچ بر كوچ عازم بلاد خراسان شد و چون [ 46 ] النگ رادكان محل نزول عساكر نصرت نشان گشت ، در آن اثنا حاكم ولايت مرو ، ابدال بيك دده كه در حين توجّه خانان ماوراء النّهر و فترت خراسان ، مرو را گذاشته گريخته بود ، در اين وقت او را جامهء زنان دربر و مقنعهء نسوان بر سر كرده ، بر درازگوشى سوار كردند و با دف و نى جهت عبرت لشكر گرد اردو گردانيدند و موكب همايون از براى ضبط و نسق ولايت خراسان بار ديگر به هرات رفت و ايالت آن خطّهء فردوس مانند را به زينل خان شاملو شفقّت فرمود و حكومت بلخ را به ديو سلطان روملو « 1 » داد و امارت ولايت قاين « 2 » به امير سلطان مصلّو رجوع شد و حضرت شاه دريانوال به دولت و اقبال به طرف عراق معاودت فرمود و چون به نيشابور رسيد ، امير سيّد شريف صدر به احراز سعادت بساط بوس شرف استسعاد يافت و از نوّاب اعلى رخصت خواسته به زيارت مشهد مقدّس رفت و بعد از شرف زيارت باز به اردوى همايون ملحق شد و اردو در اين سال هم قشلاق در اصفهان كرد . مير عبد الباقى و مير سيّد شريف با يكديگر كمال موافقت داشتند و وصلت متعدّد به ميان درآمد و در كسر حرمت « 3 » سيّد جمال الدين استرآبادى به ظاهر و باطن اتّفاق نموده بودند و مير جمال الدين نشان سيورغال استرآباد را در آن ايّام ثبت دفاتر نموده به توقيع صدر رسانيده بود . سيّد شريف توقيع آن نشان نكرد و در تعريف مير جمال الدين كه علامة العلما نوشته بودند در مبلغ سيورغال مضايقه و مناقشه داشت . مدّت دو سه ماه توقيع نشان مذكور در حيّز تعويق بود . راقم اين حروف از حضرت شاه طاهر * - رحمه اللّه تعالى - شنيد كه مىگفت سيّد شريف عاقبت به استدعاى من آن نشان را توقيع كرد و سيّد جمال الدين بعد از اتمام نشان به طرف سمنان رفت .
--> ( 1 ) . ت : شاملو . ( 2 ) . قاين : بخشى است از شهرستان بيرجند كه از شرق به مرز ايران و افغانستان محدود است ( فرهنگ معين / اعلام ) . ( 3 ) . ب : صفت .