خورشاه بن قباد الحسينى
15
تاريخ ايلچى نظام شاه ( فارسى )
گذشته « 1 » به بلاد شروان درآيد و حسن بيك شكراغلى را به گرمارود « 2 » ارسال داشته كه از آن طرف به سوى اين ولايت توجّه نمايد . حضرت شاه بعد از استماع اين اخبار صلاح در آن ديد كه اوّل به دفع اعداى وافر شوكت و دشمنان پر حشمت پردازد و بعد از آن حصار گلستان را مسخّر سازد . [ 12 ] ذكر توجّه نمودن حضرت شاه دين پناه به صوب آذربايجان به محاربهء الوندميرزا و ظفر يافتن بر او به عون عنايت ايزد تعالى و جلوس آن حضرت در دار السلطنت تبريز بر مسند جهانبانى و سرير كامرانى در اوّل فصل بهار سنهء سبع و تسعمايه [ 907 ] حضرت شاه دين پناه بعد از جمع سپاه ظفر دستگاه از شروان به صوب آذربايجان نهضت فرمود ، با سپاه آراستهء پيراسته به عزم رزم الوند ميرزا روان شد و در حدود نخجوان در موضع شرور ، فريقين « 3 » را اتّفاق ملاقات دست داده از جانبين به ترتيب و تعبيهء لشكر پرداختند و يمين و يسار خويش را به اميران نامدار و دليران معركهء كارزار محكم و استوار ساختند . شعر قباآهنان تيغ هندى به چنگ * دو درياى آهن سراسر نهنگ خيال ارگذشتى در آن عرصهگاه * دو صد باره گم كردى از گرد راه « 4 » چون دليران نبرد آزماى از طرفين به هم ريختند و از جانبين به هم درآويختند ، تركمانان آققوينلو به قدر طاقت و توان ثبات قدم ورزيده در محاربه و مضاربه تقصير ننمودند ، چنان كه هشت هزار كس از عسكرين در آن معركه كشته شده بودند ، چون
--> ص 38 : « قويون اولومى » ؛ جهان آرا ، ص 265 : « پنج شنبه بيست و يكم شعبان اعلام ظفر از قويون اولومى از آب كر گذشت » . ( 1 ) . ت : درگذشته . ( 2 ) . فتوحات شاهى ، برگ 225 الف ؛ « و حسن بيك شكراوغلى را به صوب مغان و گرماذر فرستاد » . ( 3 ) . ب : فريقتان . ( 4 ) . ب : گرد و آه .